با شرایط اقتصادی داخلی و آشوب‌های بین‌المللی پیش رو چه در منطقه خاورمیانه و چه در سطح کلان، تداوم مسیری که با برجام شروع‌شده است، کماکان یک ضرورت و تنها مسیر مطمئن در آینده قابل پیش‌بینی است. هر تغییر در این مسیر، چالش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر با خود به همراه خواهد داشت که کنترل نتایج آن بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین مسیری که آغازشده نباید در نیمه‌راه تغییری کند. سیاست خارجی تعاملی و تنش‌زدا و توافق هسته‌ای، جهان و به‌ویژه قدرت‌های بزرگ اروپایی، چین و روسیه را با ایران همراه کرده و مانع از سیاست‌های ترامپ درزمینه برهم زدن برجام، ایجاد اجماع و تحریم‌های جدید علیه کشور شده است. این مسئله وقتی اهمیتی روزافزون می‌یابد که مشاهده می‌کنیم دولت جدید آمریکا سیاست بازبینی برجام و تلاش برای اعمال تحریم‌های جدید را در دستور کار خود قرار داده است و از طرفی با ایران هراسی در حال تبدیل کردن منطقه خاورمیانه به انبار باروت است. بنابراین، نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری نباید از اهمیت تداوم مسیر فعلی در شعارها و برنامه‌های خود غافل شوند و هم مردمی که بارای و حضور حداکثری خود دست به انتخاب رئیس‌جمهور آینده کشور می‌زنند. نباید فراموش کرد که هنوز فقط زمان کمی از توافق هسته‌ای می‌گذرد و این مدت‌زمان برای بازسازی هشت سال تخریب به‌هیچ‌وجه کفایت نمی‌کند. ضمن اینکه نباید از سایر عوامل اثرگذار بیرونی مانند مخالفت‌های داخلی و خارجی با توافق هسته‌ای، وضعیت نابسامان منطقه و روی‌ کار آمدن دولت پوپولیسم و افراطی در ایالات‌متحده نیز غافل بود. در این روزها شاهد رشد پوپولیسم و افراط‌گرایی در اکثر کشورهای جهان هستیم از کشورهای عضو اتحادیه اروپا تا امریکا و کشورهای جهان سوم. مردم ایران در 29 اردیبهشت در معرض انتخاب عقلانیت و اعتدال و یا پوپولیست و افراط‌گرایی قرار خواهند گرفت. در این باب دکتر علیرضا موسوی زاده استاد روابط بین‌الملل دانشگاه ولز پاسخگوی پرسش‌های روزنامه همدلی بودند؛ آنچه می‌خوانید حاصل گفتگوی ماست:

نظر شما در مورد انتخابات فرانسه چیست و آیا می‌شود آن را با انتخابات پیش روی کشور خودمان مقایسه کرد؟

فرانسه کشوری است که خود را بیشتر از انگلیس اروپایی می‌داند و منافع خود را در اتحادیه اروپا می‌بیند لذا تبلیغات و شعار علیه اتحادیه اروپا، ضد ارتباط با کشورهای دیگر و ضد تجارت در سیاست داخلی و خارجی فرانسه و همچنین آلمان نمی‌گنجد. این‌ها کشورهایی هستند که اتحادیه اروپا را بنیاد نهادند و ستون‌های اصلی این اتحادیه هستند. اگر بریتانیا از این اتحادیه خارج شد به دلیل حماقت برگزاری رفراندوم بود، اگر درروند انتخابات منظور می‌شد هیچ‌وقت بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج نمی‌شد. رفراندوم در دست عوام قرار می‌گیرد و از کنترل دولت خارج می‌شود.
از دید یک متخصص امور بین‌الملل اگر در مورد ایران بخواهیم مقایسه بکنیم باید گفت که ایران از زمان انعقاد توافق هسته‌ای در شرایط حفظ وضع موجود قرارگرفته است و این استراتژی مربوط به یک دولت یا چند کشور نیست بلکه توافقی بین‌المللی است و مورد تایید سازمان ملل، لذا در چهارچوب این توافق خیلی از مسائل شکل‌گرفته و در آن مسیر حرکت می‌کند. درنتیجه برجام جزء منافع ملی است و هرکدام از طیف‌های سیاسی که پیروز انتخابات شوند موظف به اجرای برجام و حرکت در مسیر وضع موجود خواهند بود. توافق هسته‌ای شرایط را برای حفظ منافع ملی مستحکم کرد لذا شعارهای تبلیغاتی قادر به تغییر منافع ملی نیست. این چرخش سیستم بود که وضع موجود را ایجاد کرد و احزاب و دولت‌ها مجری سیستم هستند. درنتیجه هر کس انتخاب شود در مسیر منافع ملی باید حرکت کند. منافع ملی تغییرناپذیر است و منافع ملی ایران حفظ قلمروی ارضی کشور است.

این روزها شاهد شدت گرفتن شعارهای پوپولیستی در انتخابات اکثر کشورهای جهان هستیم. چرا این مسیر انتخاب‌شده است و تاثیر آن بر سیاست خارجی کشور ما چیست؟

شعارهای پوپولیستی تبدیل‌شده به مسیر سهل‌الوصول برای رسیدن به اهداف سیاستمداران، بنابراین بسیاری از کاندیدای انتخابات چه در اروپا و چه در آسیا، این مسیر را برای خود انتخاب می‌کنند، ولی تاثیر آن بر سیاست خارجی ایجاد تنش است و در کلیت استراتژی و منافع ملی تغییر ایجاد نمی‌کند، ولی می‌تواند تنش موقتی در سیاست خارجی ایجاد کند. توافق هسته‌ای نهادینه‌شده است ولی شعارهای پوپولیستی می‌تواند پیامدهای تنش‌زایی ایجاد کند که البته بیشتر در مسائل داخلی اثرگذار است.

چه تاثیر بر روابط ما با کشورهای دیگر خواهد گذاشت؟

در کشورهای اروپایی نباید تاثیرگذار باشد ولی با کاهش اهمیت خاورمیانه دیگر تاثیر چندان نخواهد داشت بنابراین شعارها در اقتصاد روابط بین‌الملل تاثیری ندارد فقط کشورهای غربی بهانه‌گیری می‌کنند و آن‌ها هم در سیاست داخلی خود در مقابل ما موضع‌گیری می‌کنند. آدم‌ها با تفکرات متفاوت تغییری در سیستم ایجاد نمی‌کنند بنابراین اگر فردی بیاید و حرف‌های جدیدی بزند این شاخص، شاخص خود فرد نیست که بتواند کاری بکند. در همه کشورها هم همین است. احزاب هم همین‌طور هستند، نه حزب نه فرد تاثیرات کلانی در سیاست خارجی ایجاد نمی‌کند مگر اینکه سیستم بخواهد تغییری ایجاد کند. الآن آقای ترامپ این‌همه حرف زد یکی از آن‌ها را نتوانست عملی کند. به خاطر اینکه سیاست کشورها نهادینه‌شده است این حرف‌ها شعارهایی انتخاباتی برای جلب آرای اکثریت است. اگر شما تفاوتی در سیستم می‌بینید آن تفاوت را سیستم خود ایجاد کرده نه اینکه تاثیر فرد باشد. سیستم منافع خود را در آرامش و تنش‌زدایی می‌بیند. به همین خاطر سیستم چرخش نشان داد و این تغییرات برای یک مدت کوتاه نیست. این تغییرات بلندمدت است و تداوم خواهد داشت. اکنون منافع ملی کشور در آرامش تضمین می‌شود و اگر هم مشکلاتی در رابطه با سوریه ، یمن، خاورمیانه و به‌طورکلی سیاست خارجی می‌بینیم، این‌ها پس‌لرزه‌های سیاست‌های گذشته است که باید از آن‌ها عبور کنیم. اتفاقاً غربی‌ها دوست دارند با ایران ارتباط داشته باشند چون ایران می‌تواند مسائل آن‌ها را در این منطقه رتق‌وفتق کند. نفوذ ایران در عراق ، یمن ، لبنان و سوریه به نفع همه هست که با ایران تعامل داشته باشند تا تنش داشته باشند.

انتخاب دو تفکر متفاوت بر مسند ریاست جمهوری چه تاثیری بر رابطه ایران و به‌طورکلی سیاست خارجی کشور دارد؟

انتخاب دو تفکر می‌تواند ازلحاظ روحی و روانی تاثیرگذار باشد. مردم فکر می‌کنند با پیروزی کاندید موردنظرشان انتظاراتشان برآورده می‌شود. یک طیف سیاسی بر سرکار می‌آید و یک دوره سپری می‌شود بعد از چند سال مردم می‌بینند هیچ اتفاقی نیفتاده است، به خاطر اینکه قرار نیست یک نفر یا یک جریان سیاسی‌کاری انجام دهد و مسائل را حل کند. همه سیاست‌های کلان و استراتژی سیاست خارجی به سیستم مربوط می‌شود و به سیاست‌های کلان کشور برمی‌گردد وگرنه یک دولت مجری و جنبه مدیریتی دارد. به‌صورت ژورنالیستی و سطحی شاید کشورهای غربی بهانه‌گیری کنند ولی در عمل تفاوت چندانی نمی‌کند و فقط جنگ روانی به راه می‌افتد.

دریافت PDF صفحه روزنامه