” مناسبات انگلستان با شورای همکاری خلیج فارس ” (با تأکید بر مسایل ایران)

” مناسبات انگلستان با شورای همکاری خلیج فارس ” (با تأکید بر مسایل ایران)

سیاست همکاری با ایالات متحده در خلیج فارس و گسترش نفوذ آن کشور در منطقه و توسعه روبط با ایران به سیاست انگلستان در خلیج فارس تبدیل شد؛ “کمی کوتاه آمدن بهتر است تا غرق شدن در بحران ها”، در مقابل تعارض با منافع ایالات متحده پس از ملی شدن صنعت نفت انگلیس و ایران، که به آن اشاره شد، در این گزارش و گسترش نفوذ آمریکا در خلیج فارس، شد سیاست انگلستان در خلیج فارس که تا آغاز قرن بیست و یکم ادامه دارد. به دید انگلستان، آمریکا رهبری را در خلیج فارس به عهده بگیرد.

نسنجیده، خواهد بود، اگر گفته شود موقعیت انگلستان در خلیج فارس ضعیف شده یا از بین رفته است، چرا که انگلستان هنوز در قرن بیست و یکم، از روابط حسنه با دولتهای خلیج فارس، برخوردار است. دولت انگلستان به دلیل شرایط اقتصادی، بیشتر تمایل داشته است که آمریکا نقش پیشرو در خلیج فارس بازی کند. حفظ منابع وسیع نفت خلیج فارس، از نگرانی ها و اهداف مشترک انگلستان و آمریکا به شمار می رود.

نفوذ موفقیت آمیز انگلستان در ایالات متحده آمریکا، به کلید محافظ منافع این کشور در خلیج فارس تبدیل شد که تا امروز ادامه دارد. “دیدگاه ایالات متحده برای  حمایت از حفظ موقعیت ما در خلیج فارس بسیار مهم است، اساسی که وزیر امور خارجه اسبق انگلستان بنا نهاد، تا امروز ادامه دارد.”[ 8 ]

سیاست همکاری انگلستان با ایالات متحده در خلیج فارس علی رغم پیروزی انقلاب در ایران همچنان به روند خود ادامه می دهد، که نمونه های حضور مشترک آمریکا و انگلستان در خلیج فارس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، همکاری آمریکا و انگلستان در جنگ اول عراق در دهه 1990 میلادی و همکاری انگلستان و ایالات متحده در جنگ دوم عراق در سال 2003 میلادی، زیرا ریشه آن برمی گردد به سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و آمریکا.

از دیدگاه انگلستان خلیج فارس در قرن بیست و یکم همچنان منطقه مهمی به شمار می رود، از این رو این کشور سعی دارد روابط خود را با دولت های کشور های حوزه خلیج فارس، به روش های گوناگون، از جمله ارتباط با خانواده های حاکمان منطقه حفظ نماید. سیاست انگلستان در قبال منطقه خلیج فارس در قرن بیست و یکم ادامه سیاست “روابط خاص بین انگلستان و آمریکا” می باشد که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. رفتار کنونی انگلستان در خلیج فارس بر اساس سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و آمریکا است؛ به همین دلیل سیاست همکاری انگلستان با ایالات متحده در خلیج فارس به رغم پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و از میان رفتن نفوذ هر دو کشور در ایران همچنان توانسته است به روند خود ادامه دهد.

به علت گستردگی سرزمینی، جمعیت و مخصوصاَ منابع و ثروت های طبیعی، ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم قوی تر از انگلستان ظاهر شد، در واقع، گوی قدرت به دست آمریکا افتاد، بدون آنکه نیازی به اعمال زور باشد. نخبگان سیاست انگلستان بر این باور بودند که بعد از جنگ جهانی دوم، اتحاد با ایالات متحده لازم است. این امر به خصوص در اثر ترس از تهدید کمونیزم شدت یافت. نخبگان سیاسی انگلستان در پی درگیر کردن آمریکایی ها در دفاع از اروپای غربی و انگلستان در مقابل تهدید شوروی شدند. همچنین باید این نکته در را در نظر گرفت که بعد از جنگ جهانی دوم مفهوم “زبان و میراث مشترک” یا “روابط خاص” را برای اولین بار چرچیل در نطقی در فولتن (در ایالت میسوری) به زبان آورد. واژه “روابط خاص” در واقع ابزار دیپلماسی برای بارکشیدن از یک قدرت در حال طلوع، بی تجربه و عظیم در جهت تحقق اهداف انگلستان بود. گرچه چرچیل، اولین کسی بود که از واژه “روابط خاص” استفاده کرد، این امر از زمان جنگ جهانی اول هدف سیاست خارجی انگلستان شده بود لرد سِسیل در سال 1917 به همکاران کابینه ای خود گفت این که ایالات متحده علاقه مند به امور اروپا و بین الملل می باشد، انگلستان می تواند از مزایای روابط نزدیک با ایالات متحده آمریکا استفاده کند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!