ووهاس سپس جهت مشورت با مقامات وزارت امور خارجه به لندن بازگشت. در این زمان حزب محافظه كار بر سر كار بود و آنتونی ایدن وزیر امور خارجه بود. وودهاس با ایدن ملاقات و توسط ایدن دستور دریافت كرد كه با CIA یك عملیات مشترك تشكیل دهد. وودهاس همراه با چند مقام وزارت امور خارجه بلافاصله به واشنگتن رفت. وودهاس احساس كرد كه آمریكائی ها، به نوبه خود، یك عملیات مشترك بر ضد مصدق را مردود نشمردند. CIA اظهار داشت كه آمادگی صحبت كردن راجع به این موضوع را باز هم دارد. وودهاس تا پایان انتخابات ریاست جمهوری آمریكا به طراحی خود ادامه داد. سیاست بریتانیا طبق گفته سِر پییرسون دیكسون، “ادامه بازی بود تا بتوانیم دیدگاه دولت ژنرال آیزنهاور را نسبت به مشكل نفت ایران بسنجیم.”[ 91 ] تا زمانی كه دوایت دی.آیزنهاور انتخابات ریاست جمهوری را در نوامبر 1952 برنده شد، وودهاس روند طراحی عملیات سری را تكمیل كرده بود. برنده شدن آیزنهاور در انتخابات ریاست جمهوری باعث شد كه فرصت فعالتری برای CIA نسبت به زمان ریاست جمهوری ترومن بوجود آید.

همانطور كه قبلاً در این فصل گفته شد، مصدق دیگر تا سال 1953 هواداران خود را داشت از دست می داد و از طرف حزب كمونیست ایران، حزب توده، حمایت می شد. موضع كنار نیامدنی كه مصدق برای خود گرفته بود، ترس از نفوذ كمونیسم در ایران، حمایتی كه مصدق در سال 1953 از طرف حزب توده می شد و چالش شوروی باعث شد كه آمریكا سیاست خود را از دیپلماسی به مداخله تغییر دهد. دولت ایالات متحده آمریكا مصدق را به دید كسی دید كه باعث عدم ثبات می شود و نمی توان گذاشت وی در قدرت باقی بماند و سقوط وی حل بحران خواهد بود. دولت جدید جمهوری خواه آیزنهاور نگران تسلط كمونیست بر ایران و دسترسی آنها به مخازن غنی نفت ایران كه جنبه حیاتی برای غرب داشت بود. آیزنهاور بر این عقیده شد كه تنها راه پایان بحران، مداخله و ساقط كردن دولت مصدق می باشد. در هر دو طرف اقیانوس اطلس دولتهای محافظه كار در قدرت بودند. به اضافه، هر دو دولت بریتانیا و آمریكا بر این باور بودند كه ملی گرائی چیز بسیار خطرناكی است كه بتوان به آن اجازه داد در منطقه مهم خاورمیانه از لحاظ استراتژیكی رشد كند، جائی كه هر دو دولت آمریكا و بریتانیا منافع بسیار مهمّی در دست داشتند. وودهاس به مقامات مقابل خود در CIA اشاره كرد كه اگر كاری در ارتباط با مصدق انجام نگیرد، یك كودتای حزب (كمونیستی) توده در ایران صورت می گیرد.

در واشنگتن، وودهاس طرح خود را به CIA برای كودتا در ایران ارائه کرد. طرح بر اساس حمایت مالی هنگفت برادران رشیدیان در تهران بود كه طبق گفته وودهاس “شامل افسران ارشد ارتش و پلیس، نمایندگان و سناتورها، تجار، سردبیر روزنامه ها، دولتمردان قدیمی، و رهبران تظاهركنندگان”[ 92 ] و ارتباط دیرینه بریتانیا با رهبران عشایر در جنوب ایران می شد.

در زمان مذاكرات خود در واشنگتن، وودهاس با كرمیت روزولت، نوه تئودور روزولت، رئیس جمهور اسبق آمریكا ملاقات كرد. كرمیت روزولت رئیس عملیات CIA در خاورمیانه بود و تازه از تهران بازگشته بود. وودهاس طرح بریتانیا را به وی ارائه داد. روزولت گفت كه “در همین زمینه ها فكر می كرده و پشتیبانی ایرانی های متنفذ را دریافت كرده است.”[ 93 ] پائیز و زمستان 1952 زمانی بود كه عملیات پنهانی طرح بریتانیا و آمریكا بر ضد مصدق شروع شد اما وقتی كه در ژوئیه 1953 دولت آیزنهاور تصمیم قاطعانه برای شروع عملیات گرفت، كار جدی آغاز شد. جان فاستر دلاس، وزیر امور خارجه آمریكا، ریاست جلسه ای را در واشنگتن به عهده گرفت و اجازه شروع عملیات را داد. در این مقطع یك وضع كنایه آمیز در بریتانیا به وقوع پیوست. همانطور كه قبلاً در این كتاب گفته شد، كنایه آمیز است كه وزیر امور خارجه دولت كارگری، هربرت موریسون، بود كه دستورات قاطعانه برای سقوط مصدق توسط عملیات پنهانی و سری صادر كرد، اما آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه دولت محافظه كار، گرچه از عمل ملی كردن صنعت نفت در ایران عصبانی بود، یك مرتبه با این نوع عملیات، مانند یك وزیر خارجه دولت كارگری كه ممكن بود مخالفت كند، مخالفت كرد و اظهار بی میلی نشان داد. به قضاوت ایدن، این نوع عملیات “خطرناك و ریسكی”[ 94 ] بودند. ایدن به چرچیل گفت:” آمریكاییها مرتب خواهان انجام دادن كاری هستند.”[ 95 ] حمایتی كه نخست وزیر ایران، دكتر مصدق، در تابستان 1953، از حزب توده می گرفت، نگرانی از نفوذ كمونیست در ایران، اغتشاش سیاسی در ایران، و ترس چالش از طرف اتحاد شوروی، سیاست ایالات متحده را در قبال مصدق، تغییر داد. نهایتاً ایدن، به علت جراحی مثانه، مجبور نشد كه عملیات توسط وی تأیید و اجراء گردد، و تا اكتبر 1953، وی به پست وزارت خارجه به علت جراحی خود بازنگشت و خود وینستون چرچیل نخست وزیر بریتانیا اجازه عملیات را صادر نمود.