به غیر از آنكه، لمبتون مورد احترام اساتید دانشگاه بود و صاحب نظر بر روی سیاست ایران به حساب می رفت، همانطور كه به آن قبلاً اشاره شد دیدگاه او ارزش زیادی برای وزارت امور خارجه انگلستان داشت.

همانند خانم لمبتون، زیهنر بر این باور بود كه سفارت بریتانیا در تهران ابزار خوبی برای تغییر آهسته عوض كردن نظر عموم بر ضد مصدق می باشد. زیهنر در عملیات سری و تبلیغاتی در ایران به طور موفقیت آمیز شركت داشته است. در 1944 زمانی كه از طرف اتحاد شوروی تهدید جدی وجود داشت كه ممكن بود استان آذربایجان ایران به اشغال درآید، زیهنر افكار عمومی را بر ضد شوروی ها بسیج نمود. زیهنر تقریباً تمام افرادی را كه در تهران مهم بودند می شناخت. به عقیده وی سفارت بریتانیا در تهران خود را باید با متنفذین ایرانی كه منافع خود و بریتانیا را یكی می بینند متحد سازد. خانواده متنفذ و ثروتمند رشیدیان به عقیده زیهنر متحدینی ایده آل از نوعی كه بریتانیا در تهران نیاز دارد بودند. خانواده رشیدیان، برادران سیف الله، قدرت الله، و اسدالله، تماسهای نزدیك با بریتانیا داشتند. آنها مرتب به بریتانیا سفر می كردند و در هتل مجلل گراونرهاس یك سویت خانوادگی داشتند. برادران رشیدیان نقش اساسی برای بریتانیا بازی كردند، و در این فصل مشاهده خواهد شد که دیدگاه آنها نسبت به مصدق مانند دیدگاه زیهنر بود.[ 89 ]

زیهنر با هربرت موریسون، وزیر در دولت كارگری ارتباط نزدیكی داشت و از وی مستقیماً اطلاعات دریافت می كرد. موریسون از مصدق متنفر بود. موریسون به زیهنر دستور داده بود كه سیاست داخلی ایران را دستكاری كند تا اینكه ابزار سقوط مصدق سازماندهی شود. موریسون همچنین یك افسر ارشد سازمان جاسوسی بریتانیا، MI6، را به نام سی.ام.وودهاس فرستاد تا به زیهنر در سفارت بریتانیا در تهران برای این عملیات بپیوندد.

چون زیهنر قبل از فرستادن وودهاس به ایران فرستاده شده بود، ارتباط با برادران رشیدیان، تا زمانی كه وودهاس به تهران رسید، در آگوست 1951 شكل گرفته بودند و مجدداً روابط با رشیدیان تحقق یافت. در زمان جنگ جهانی دوم برادران رشیدیان و زیهنر در ایران بر ضد نازی ها با یكدیگر كار كرده بودند. حتی از زمان جنگ جهانی دوم شبكه آنها دست نخورده مانده بود. آنها تخصص در هدایت كردن تظاهرات داشتند. وودهاس، افسر ارشد MI6 تحت تأثیر قابلیت استفاده زیهنر از رشیدیان قرار گرفت، اما با گذشت زمان وی زیهنر را، به دید یك

آماتور خطرناك برای كارهای مخلفی تلقی نمود. زیهنر دارای قوا و قاطعیت بی رحمی برای تكمیل عملیات ضد مصدق نبود. شاید چون زیهنر خلق و خوی فلسفی داشت در كارها مردد می شد. زیهنر شروع به زیر سؤال بردن مداخله كرده بود. زیهنر كنترل تماس با برادران رشیدیان را به وودهاس واگذار نمود.[ 90 ]