در اوایل این كتاب، من از بنجامین دیزرائیلی، نخست وزیر حزب محافظه كار بریتانیا نقل قول كردم كه “دولتها اغلب قوانین و سیاستهای خود را در كازییه دولت قبلی كه از قبل گذاشته شده بود پیدا می كنند.”[ 84 ] تخم و بذر سیاست دولت محافظه كار در قبال ایران برای حفاظت از منافع بریتانیا در ارتباط با شركت نفت ایران و انگلیس، همانطوری كه در این فصل نشان داده خواهد شد، در حقیقت در زمانی كه دولت كارگری در قدرت بود كاشته شده بود. ای.اِ.برتاد، دستیار دبیر سفارت بریتانیا در تهران كه ناظر امور اقتصادی بود، در ماه ژوئن 1951 مذاكراتی در ارتباط با بحران شركت نفت ایران و انگلیس با یك استاد ایران شناس دانشگاه لندن (دانشكده مطالعات شرقی و آفریقا) به نام آن كی.اس. لَمبتون داشت. در زمان جنگ جهانی دوم، آن لمبتون وابسته مطبوعاتی در سفارت بریتانیا در تهران بود. وی مدت طولانی در ایران حضور داشته و زبان و روحیه مردم ایران را بهتر از دیگر مقامات می شناخت. به باور برتاد، لمتون را می توان صاحب نظر در امور ایران دانست. طبق یادداشت برتاد،

خانم لمبتون قاطعانه بر این باور بود كه با مصدق نمی توان كنار آمد. خانم لمبتون فكر می كرد كه بسیار مهم است كه به مصدق نباید امتیاز داد به جز آنكه فقط تا حدی امتیاز داده شود كه بتوان در جنوب ایران نظم را حفظ کرد. خانم لمبتون بر این عقیده بود كه می شود مصدق را با عملیات پوشیده و پنهانی ساقط كرد. یكی از راههائی كه می توان این كار را كرد این است كه به ایرانی ها فهماند كه منافع ملی آنها با منافع بریتانیا برخورد ندارد، و كنار آمدن با بریتانیا منافع ملی ایران را هم بیشتر حفظ می كند. خانم لمبتون بر این باور بود كه از طریق مسئول روابط عمومی سفارت بریتانیا در تهران می شود كم كم افكار عمومی و بخصوص افراد تحصیل كرده را عوض كرده و آنها را به طرف بریتانیا آورد.[ 85 ]

در یادداشت دیگری برتاد نوشت:

خانم لمبتون احساس می كند كه بدون انجام مبارزاتی در چارچوب آنچه كه او در بالا ذكر كرده نمی توان جوّی به وجود آورد كه رژیم را در تهران عوض كند. با تلاش ها از سوی بریتانیا می توان با ایرانی هائی كه فكر می كنند برنامه ملی كردن مصدق باعث خودكشی منافع ملی ایران است همكاری نمود.[ 86 ]

برتاد در پایان یكی از یادداشتهای خود نوشت: “چیزی كه خانم لمبتون پیشنهاد می كرد در واقع روابط عمومی و برنامه آموزشی بود كه وی (خانم لمتون) تأسف می خورد كه شركت نفت ایران و انگلیس اجراء نكرده بود.”[ 87 ] طبق یادداشت برتاد “خانم لمبتون پیشنهاد كرد كه رابین زیهنر، استاد ایران شناسی و مذاهب شرقی، در دانشگاه آكسفورد بریتانیا شخص ایده آل است كه می تواند رهبری مبارزات سری طرفداری از بریتانیا را به عهده بگیرد.”[ 88 ]