ترس از نفوذ كمونیستها در ایران و “نگرانی و چالشی كه هر دو كشور بریتانیا و آمریكا از طرف شوروی احساس می كردند، بریتانیا و آمریكا را به یكدیگر نزدیك و نزدیك تر نمود.”[ 78 ] پیشتر در سال 1952 جلسه ای بین بریتانیا و آمریكا در واشنگتن، در اول فوریه، جهت مذاكره پیرامون اختلاف نفت بین بریتانیا و ایران برگزار و بحران در ایران مورد بحث و گفتگو قرار گرفته بود. در آن زمان موافقت گردید كه:

مطمئناً حزب توده دست چپی از نتایج اغتشاش ها بهره می برد تا دولتی که در این میان به وجود می آید، یا كمونیست باشد یا از نفوذ كمونیست برخوردار باشد. نگرانی از آن بود كه مصدق نسبت به كمونیستها نرم بود و كاری نخواهد كرد كه كمونیستها در ایران زیر كنترل باشند. كنترل كمونیستها در ایران تنها وقتی امكان پذیر می باشد كه یك دولت قوی طرفدار غرب سركار باشد.[ 79 ]

ما دیگر امید توافق با مصدق را نداریم و جایگزینی وی مورد نیاز می باشد.[ 80 ]

جایگزینی مصدق به دیدگاه وزارت امور خارجه بریتانیا تبدیل شد. برتاد دستیار دبیر اول سفارت بریتانیا در تهران، در گزارش خود به وزارت امور خارجه در سال 1951 نوشته بود: “به اندازه كافی در مجلس مخالف هست كه بتوان آقای مصدق را از جا برداشت.”[ 81 ]

هیچ كار دیگری امكان پذیر نیست كه با دكتر مصدق انجام گردد، مذاكره با وی بی نتیجه است. مذاكرات آینده باید با نخست وزیر جدیدی انجام گیرد؛ در این بین ما آنچه را كه بتوانیم انجام می دهیم كه موقعیت دكتر مصدق را ضعیف كنیم.[ 82 ]

دیدگاه دولت بریتانیا بركناری مصدق بود و پشت صحنه فعالیتهای سری در كار بود. مأموران سری بریتانیا به لندن گزارش داده بودند كه تعداد زیادی عناصر ضد مصدق در ایران هستند كه با تشویق و پول از بریتانیا می توانند باعث سقوط مصدق گردند. كسانی كه مخالف دكتر مصدق شده بودند كاركنان دولت و رهبران اسلامی ایران بودند. “مصدق در پی خط حزب توده پیشنهاد ملی كردن تجارت و كار آزاد و آزادی زنان را دنبال می كرد که هر دو حركت ضد اسلامی بودند.”[ 83 ] دیگران كه ضد مصدق شده بودند عبارت بودند از مشروطه خواهان، ارتش و زمین داران، تجار، و سیاستمداران كه قبلاً به آن اشاره شد.