از پایان 1951، طبق گزارشات از سفارت بریتانیا در تهران، نگرانی و اضطراب در قبال مصدق، در ایران بروز کرده بود:

تعداد زیادی از افراد میانه رو نگران افزایش فعالیتهای حزب توده هستند.[ 71 ]

بنا به گفته سِر ویلیام استرنگ، قائم مقام وزیر امور خارجه بریتانیا:

با اینكه دكتر مصدق در ایران از طرفدارانی برخوردار می باشد، ولی دولت وی از محبوبیت كامل برخوردار نمی باشد. زیرا آن دولت مانند دولت های قبلی در ایران دارای فساد است.[ 72 ]

در مارس 1953 مصدق برای محكم كردن موقعیت خود در مقابل رشد مخالفان، در مجلس كمیسیونی “برای آشتی دادن شاه و نخست وزیرش”[ 73 ] بوجود آورد. این به آن معنا بود كه “شاه به طور رسمی به عنوان رئیس دولت تلقی گردد،”[ 74 ] اما قدرت نهائی به نخست وزیر انتقال یابد. چنین پیشنهادی مخالفان مصدق را زیاد كرد و حمایتی كه بطور همه جانبه پس از انتخابات مجلس در سال قبل شده بود، از بین رفت و در نتیجه بین نمایندگان مجلس شكاف به وجود آمده بود.

در مقابل مخالفان مجلس، نخست وزیر یك رفراندوم به راه انداخت. این رفراندوم در تهران انجام و در آغاز ماه آگوست 1953 برگزار شد. نتیجه رفراندوم تأیید كامل و حمایت تمام از مصدق بود. نمایندگان مخالف در مجلس، رفراندوم را غیرقانونی و اعلام كردند كه رفراندوم مجلس را كمر بر زده است.

در 12 آگوست 1953، مصدق اعلام كرد كه با در نظر گرفتن نتیجه رفراندوم و اطاعت از آن قصد دارد كه مجلس را منحل نماید.[ 75 ]

نمایندگان مخالف در مجلس، مجلس را اشغال نمودند. شاه مصدق را بركنار و به جای وی ارتشبد زاهدی را به عنوان نخست وزیر جدید انتصاب کرد. او همچنین به فرماندهی ارتش هم برگزیده شد. مصدق از كناره گیری خودداری نمود. تظاهرکنندگان در تهران خواستار جمهوری شدند و مجلس منحل اعلام شد. حزب كمونیست، یا حزب توده، در ایران از مصدق حمایت نمود و خواستار تشكیل جمهوری دمكراتیك خلق گردید. همزمان “روسها اعلام كردند كه به ایران كمك خواهند كرد.”[ 76 ]

در هر حال، طرفداران و متحدان مصدق نا امید شده و بر علیه او متحد شدند. به نظر آنها:

پیروزی رفراندوم او پیروزی برای كمونیستها بود. او دیگر سیاستهائی را كه زندگی خود را قربانی آنها كرده بود دنبال نمی كرد. مصدق باعث از بین بردن مشروطه و قانون اساسی می شود. مصدق كه مخالف نفوذ خارجی بود حالا از حمایت اتحاد شوروی برخوردار می باشد.[ 77 ]