در نیمه اول 1952، تولید نفت خاورمیانه پانزده میلیون تن افزایش پیدا كرد كه این دقیقاً جایگزین نفت از دست رفته توسط شرایط ایران بود.

كل تولید خاورمیانه از نود و هفت میلیون و صدهزار تن در سال 1951، به صد و شش میلیون و صدهزار تن در سال 1952 رسید که این یك ششم تولید نفت جهان و بعد از سیصد میلیون تن ایالات متحده، مقام دوم به حساب می رفت.[ 68 ]

بروس بران، معاون اداره نفتی و رئیس شركت استاندارد اُیل ایندینز گزارش داد كه پانصدهزار بشكه از طریق منابع بریتانیایی و آمریكائی جایگزین ششصد هزار بشكه روزانه ازدست رفته را كرده است. به گفته او:

“دویست هزار بشكه در روز كه معمولاً از خاورمیانه به ایالات متحده حمل می شد، به اروپا فرستاده شده است و تولید در تگزاس و لوئیزییانا، در نتیجه بیشتر شده است.”[ 69 ]

گرچه در شرایط اقتصادی اخلال به وجود آمده و سعی بر آن بود كه اوضاع درست شود، اما شركت نفت ایران و انگلیس، در اثر این اوضاع ضرر نكرده بود. محروم شدن از بزرگترین میدان های نفتی و بزرگترین پالایشگاه نفت جهان نیز تأثیری بر شركت نفت ایران و انگلیس نگذاشت، زیرا منابع دیگر نفت خام تدارك دیده شده بودند. “تولید كویت آنقدر بالا برده شده بودند كه جای آن را بگیرد.”[ 70]

تشكیل كمیته های بریتانیایی و آمریكائی به غیر از آنچه كه گفته شد، در دل خود طرحهای دیگری هم مانند طرح خرید، طرح وام، طرح فروش یا تعویض نفت خام، طرح تولید فراورده های نفتی، طرح پخش نفت در كشورهای خارجی و شركتهائی كه دخالت دارند در فعالیتهای نفتی داشت. كمیته های بریتانیایی و آمریكائی، بدون در نظر گرفتن مالكیت نفت و امكانات ترمینالهای نفتی مالكان، طرحهائی جهت نفتكشها، لوله های نفت، و امكانات دیگر حمل و نقل در نظر گرفته بودند كه مانع هر گونه اتلاف وقت، هزینه، مخارج و غیره را بگیرد.

تشكیل كمیته های بریتانیایی و آمریكائی به غیر از آنچه كه گفته شد، در دل خود طرحهای دیگری هم مانند طرح خرید، طرح وام، طرح فروش یا تعویض نفت خام، طرح تولید فراورده های نفتی، طرح پخش نفت در كشورهای خارجی و شركتهائی كه دخالت دارند در فعالیتهای نفتی داشت. كمیته های بریتانیایی و آمریكائی، بدون در نظر گرفتن مالكیت نفت و امكانات ترمینالهای نفتی مالكان، طرحهائی جهت نفتكشها، لوله های نفت، و امكانات دیگر حمل و نقل در نظر گرفته بودند كه مانع هر گونه اتلاف وقت، هزینه، مخارج و غیره را بگیرد.

همانطور كه تولید نفت ایران كاهش پیدا می كرد، در نتیجه كمبود سوخت می بایست جبران شود. همچنین جنگ كره هنوز ادامه داشت و كمبود سوخت تأثیرات مهم استراتژیكی داشتند. به علاوه، علیرغم آنكه ایالات متحده با سیاست بریتانیا در بحران ایران مخالف بود ، نقش بریتانیا در دفاع از غرب مهم بود و جایگزین تولید نفت از ایران باید پیدا می شد،.