هكتور پرادهوم، رئیس قسمت وام بانك جهانی به تهران و معاون رئیس بانك جهانی، رابرت گارنر، به واشنگتن برگشت. پرادهوم، نه تنها همراه خود جواب رد پیشنهادات ایران را از سوی لندن را داشت، بلكه او همچنین با خود پیشنهادات اولیه بانك جهانی را كه تغییراتی در آن انجام شده بود را داشت. بهای یك دلار و هفتاد و پنج سنت مورد قبول قرار نگرفته بود، اما قرار شد 33% تخفیف كلّی وجود داشته باشد، كه به پنجاه و هشت سنت می رسد، به اضافه 30 سنت جهت هزینه ها و 37 سنت خسارت به شركت نفت ایران و انگلیس، كه 53 سِنت، یا حدود 30% برای دولت ایران باقی می ماند. ایرانی ها اعتراضی نسبت به دو مذاكره قبل نداشتند، اما با بیش از 20% تخفیف كلّی موافقت نكردند. گر چه بعداً در تهران مذاكرات طولانی بین مقامات ایرانی و مقامات بانك جهانی انجام گرفت، اما پیشرفتی حاصل نشد. در 16 ماه مارس 1952، دولت ایران و بانك جهانی اعلام كردند كه هیچ توافقی بر روی چند نكته مهم انجام نخواهد رسید. دولت ایران و بانك جهانی تأیید كردند كه مسائل مهم اولاً، مدیریت؛ دوم، تكنسینهای بریتانیایی؛ و سوم، قیمت نفت بود. در یك تلگراف نخست وزیر ایران، دكتر مصدق، ذكر كرد كه دو شرط نیاز ایران را بر آورده می كند. یكی، پرسنل تكنسین باید از كشورهای بی طرف باشند، و دوم، بانك جهانی باید به نمایندگی از طرف دولت ایران عمل كند و طبق قوانین ملی شدن، در هر زمان كه مدیریت صنعت نفت انجام بگیرد. دولت ایران خصوصاً تأكید داشت كه این باید در مورد بكارگیری و اخراج پرسنل صدق بكند.

دلیل اصلی برای مخالفت با بانك جهانی درك عمیق دولت ایران از طبیعت واقعی دخالت و انگیزه بانك جهانی بود. ایرانی ها خود را ملت كوچكی می دانستند كه برای مدت طولانی توسط ملتهای قوی تر غربی استثمار شده اند، و هیچ برنامه بین المللی با چنین پشتیبانی قابل اطمینان نمی باشد.

آنتونی ایدن از تحولات اخیر در مذاكرات راجع به آینده صنعت نفت در ایران نگران بود. وی در كابینه گفت:

كه او راجع به شكست مذاكرات توسط بانك جهانی ناراحت نمی باشد. این ممكن است موقعیت سیاسی نخست وزیر ایران را تضعیف سازد كه به نفع بریتانیا می باشد.[ 43 ]

دیدگاه ایدن نسبت به مصدق “یك شرقی بسیار زیرك و دورویی بود كه وی هرگز برخورد نداشته است.”[ 44 ]، ایدن در خاطرات خود نوشته است در مصاحباتی كه با مصدق داشته بود “وی [مصدق] یك قدم به سوی تحول و پیشرفت در مذاكرات بر نمی داشت.”[ 45 ] دولت بریتانیا امیدوار نبود كه بحران با بودن مصدق به اتمام می رسد.

در 20 ماه مارس 1952، وزارت امور خارجه ایالات متحده اعلام كرد كه دولت ایران صد و بیست میلیون دلار وامی را كه مصدق، نخست وزیر ایران، در واشنگتن خواسته بود، نمی تواند بگیرد. دلیل این بود كه، ایران می توانست مبلغ زیادی از منابع نفتی خود را بگیرد.