پاسخ دكتر مصدق تقریباً نزدیك بود كه مذاكرات را به شكست بكشاند. در هر حال، بعد از گفتگو با كمیته مشترك نفت و سفیر آمریكا، مصدق كوتاه آمد و پذیرفت که ادامه مذاكرات در حدّ كلی ادامه پیدا کند و پیشنهاد شد كه هیأت بانك جهانی تا دریافت خبر از واشنگتن، سری به آبادان بزنند. در نتیجه موضع آن شد كه هیأت فقط برای پیدا كردن حقایق و نه كار دیگر به ایران آمده بودند و وقتی هیأت بانك جهانی، ایران را در تاریخ 13 ژانویه 1952 ترك كرد فقط جهت گزارش به بانك جهانی بود. نظر ایدن این بود که “بریتانیا كاملاً خواهان آن است كه بانك جهانی دستی را كه شروع شده بود بازی كند.”[ 42 ]

رابرت گارنر، معاون رئیس بانك جهانی ، در چهارم فوریه 1952، جهت رسیدن به سازشی به مصدق تلگراف زد و مصدق، نخست وزیر ایران، به وی جواب مثبت داد. در تاریخ یازدهم فوریه، معاون رئیس بانك جهانی، رابرت گارنر، وارد تهران شد. همراه وی پرودهُم، رایبر، الزورت كلارك، مشاور حقوقی و ساموئل لیپكویز، مشاور اقتصادی بودند.

دولت ایران به هیأت تأكید كرد كه غیرممكن خواهد بود كه تكنسینهائی كه قبلاً در ایران كار كرده بودند مجدداً از آنها استفاده شود، و به كار گرفته شوند. هیأت بانك جهانی در پاسخ اعلام كرد كه با در نظر گفتن كمبود موجود صادرات نفت ایران اصلاً نمی توان بجز هزاران تكنسین كه به وجود آنها نیاز است جهت به عمل در آوردن صنعت نفت ایران پیدا كرد. دولت ایران در جواب شواهد ارائه داد كه نشان دهنده آن بود كه صنعت نفت ایران می تواند در حداقل یك سوم قابلیت بدون هر نوع تكنسین خارجی به كار خود ادامه دهد. در ارتباط با قیمت، دولت ایران نه تنها هر نوع صحبت تقسیم سود را مردود شمرد، بلكه آمادگی هیچ نوع تخفیف را به هیچ خریدار نداشت. همچنین آمادگی قبول هیچ نرخ تثبیت شده ای را توسط كارتل های بین المللی نداشت. نكات اساسی در اختلاف، موقعیت و قدرت بانك جهانی در رابطه با به عمل درآوردن صنعت نفت باید توسط دولت ایران اداره شود. نكات دیگر، به كار گرفتن مجدد تكنسین های انگلیسی، و قیمت فروش نفت تولید شده بودند.

بانك جهانی، در شانزدهم فوریه، پیشنهاد خود را ارائه داد. پیشنهاد شد كه عملیات بانك جهانی فقط برای دو سال ادامه پیدا كند. به اضافه، نفت به قیمت نرخ نفت خلیج مكزیك كه یك دلار و هفتاد سنت بود فروخته شود: 25% برای هزینه های عملیات بانك جهانی پسوند مذاكره شد. مدیر عامل قرار شد غیر بریتانیایی باشد، و تا آنجائی كه امكان داشته باشد پرسنل دیگر غیر بریتانیایی باشند. در آخر، ایران فقط 15% تا 18% دریافت می نماید.

نخست وزیر ایران نسبت به اقدام بانك جهانی خشنود نبود. مصدق در صدد قطع مذاكرات بود. اما، به خاطر دخالت سنای ایران هیأت بانك جهانی تصمیم به تأخیر در ترك ایران گرفتند. در نتیجه، یك كمیته فرعی ایرانی پیشنهادات جدیدی را به هیأت بانك جهانی ارائه داد. هیأت بانك جهانی در تاریخ 20 ژانویه 1952 تهران را به قصد لندن جهت مذاكره با مقامات انگلیسی راجع به پیشنهادات ایران ترك كرد.