بنابراین دیپلماسی وارد یك مرحله جدیدی شد. “جهت خشنود ساختن آمریكائی ها، ایدن و چرچیل اجازه دادند كه مذاكرات ادامه یابند.”[ 33 ] همانطوری كه قبلاً در این كتاب گفته شد، دو هیأت نتوانستند كه بحران شركت نفت ایران و انگلیس را حل كنند. یكی هیأت اِیوِرِل هَریمن، مشاور شخصی ترومن بود، و دیگری هیأت انلگیسی لُرد استوكس بود. اكنون كه دكتر مصدق جهت دفاع از موقعیت ایران در مقابل شورای امنیت در ایالات متحده به سر می برد، یك هیأت دیگر شروع به كار جهت حل بحران نفت ایران كرد. این بار “بانك جهانی” جهت میانجیگری دوستانه پیش قدم شد.”[ 34 ]

معاون رئیس بانك جهانی، بنا به پیشنهاد سفیر پاكستان در واشنگتن، به دكتر مصدق اطلاع داد كه این نهاد بین المللی آمادگی داد كه شرایط موقتی جهت به كار انداختن صنعت نفت ایران ایجاد نماید، تا در صورتی كه هر دو پای میز مذاكره بنشینند یك توافق نهایی بین بریتانیا و ایران به وجود آید.

گر چه دكتر مصدق قول نداد اما تمایل به بررسی و مطالعه پیشنهاد نشان داد و درخواست كرد كه موضوع با دولت بریتانیا مطرح گردد. معاون رئیس بانك جهانی یادداشتی به دولت بریتانیا ارائه داد و نظر خود را بیان نمود. دولت بریتانیا در جواب گفت كه هر شرایطی كه بانك جهانی ایجاد كند باید حق قانونی دولت ایران و شركت نفت ایران و انگلیس را در هر توافق نهائی كه به عمل آید در نظر گیرد و حق و حقوق این دو را به خطر نیندازد.

بنا به درخواست بانك جهانی، دولت بریتانیا تمام اطلاعاتی كه مربوط به صنعت نفت ایران بود را ارائه داد … البته به اضافه “تأثیری كه شرایط موقتی ممكن است كه بر روی پرونده دولت بریتانیا در دیوان دادگستری بین المللی بگذارد.”[ 36 ]

معاون بانك جهانی ابراز امیدواری كرد كه تا ژانویه 1952 وی در شرایطی خواهد بود كه پیشنهاداتی را بتواند ارائه دهد. این پیشنهادات “به بانك شرایطی خواهد داد، كه آزادی كامل جهت انتخاب مدیریتی داشته باشد كه آن مدیریت قادر باشد تولید و تصفیه نفت را به عهده بگیرد.”[ 37 ] نقش مدیریت، كه انتظار می رفت از ملّیت به اصطلاح بی طرفی باشد، مسئول تشكیل پرسنل جهت اداره صنعت نفت می شد. انتظار می رفت اكثریت پرسنل گرداننده خارجی از شركت نفت ایران و انگلیس باشند. همچنین قرار شد سود بر اساس50-50 بین این خارجی ها كه امكانات عملیات و بازاریابی را ارائه می دهند تقسیم گردد. به عبارت دیگر عملاً شركت نفت ایران و انگلیس و دولت ایران می باشند.

شركت نفت ایران و انگلیس آمادگی قبول طرحی كه كمتر از تقسیم سود 50-50 باشد را نخواهد داشت.[ 38 ]

چنین طرحی به نظر می رسید كه از منافع دولت بریتانیا و شركت نفت ایران و انگلیس حمایت می كند. مشكل آنجا خواهد بود که بانك جهانی ایرانی ها را قانع كند كه منافع آنها هم حفظ می گردد. شاه ظاهراً امیدش را بر مداخله بانك جهانی گذاشته است تا كاری كند كه وی مجبور نشود مستقیماً علیه مصدق وارد عمل گردد. در نطقی كه مصدق در مجلس ایراد كرد به مذاكراتش با آقای گارنر، معاون رئیس بانك جهانی اشاره كرد و اینكه بانك جهانی جهت كمك به ایران برای مسائل مالی و مشكلات صنعت نفت آن كشور و فروش نفت ایران، و نه كنترل یا مدیریت آن به عنوان قیم برای طرفین اختلاف فقط دخالت می كند. البته خیلی زود است كه گفته شود كه مصدق تصمیم خود را گرفته است یا نه. ضروری است كه نقش مستقل بانك جهانی در این موضوع در هر فرصت تأكید گردد.[ 39 ]

دولت بریتانیا نگران بود كه پیشنهادات بانك جهانی در خصوص زمان بندی ارائه آن موقعیت سیاسی مصدق در ایران را محكم نخواهد كرد. بریتانیا نمی خواست به نظر برسد كه مصدق در حال مذاكره راجع به مسئله نفت می باشد؛ زیرا موقعیت سیاسی مصدق در اثر شكست مذاكرات با آمریكائی ها در ایران ضعیف شده بود. در نتیجه آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه بریتانیا اقدامات زیر را پیشنهاد كرد:

  1. در عموم ما سكوت اختیار می کنیم و نسبت به آینده موضوع نفت خود را بی تفاوت نشان می دهیم، ولی همزمان تمام كوشش خود را می كنیم كه بانك جهانی بتواند طرحی ارائه دهد.
  2. هر نوع پیشنهاد از طرف بانك جهانی باید در وهله اول به اطلاع سفرای ایران بریتانیا در واشنگتن برسد. همراه با درخواست بیانیه كتبی از دولتهایشان كه آنها قبول دارند كه پیشنهادات اساسی برای مذاكره می باشند.
  3. پاسخ دولت بریتانیا به پیشنهادات نباید انتشار یابد تا از مصدق جواب رضایت بخشی دریافت شود، و گفته های عمومی ما باید محدود شود به بیانیه ای كه پیشنهادات مورد بررسی جدی هستند اما نتیجه بستگی به دولت ایران دارد كه آیا پیشنهادات را به عنوان پایه و اساس برای مذاكرات قبول دارد یا نه.[ 40 ]