آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه دولت محافظه كار بریتانیا، تجربه زیادی روی ایران داشت. او در دانشگاه آكسفورد فارسی خوانده بود و “همیشه ایران را ایتالیای شرق خطاب می كرد.”[ 27 ] ایدن در زمان بحران نفت ایران در سال 1933به عنوان معاون پارلمانی وزارت امور خارجه بریتانیا خدمت كرده بود. ایدن به ایران سفر کرده بود و از میادین نفتی بازدید بود. “در سال 1951 وی ایران را متهم به دزدیدن اموال بریتانیا كرده بود. “[ 28 ] بعد از سقوط دولت كارگری، هنگامی كه ایدن وزیر امور خارجه شد، یكی از نگرانی های اصلی وی بحران شركت نفت ایران و انگلیس شد. وی در اواخر سال مهم 1954 نوشت:

این سال، سال بسیار عجیبی است. زیرا این همه راجع به مشكلاتی كه ما حل كرده ایم نوشته اند، مانند، تحادیه اروپای غربی، مصر، هندوچین، ایران، عربستان، اما كسی توجه ای به مسئله بحران شركت نفت ایران و انگلیس كه از همه مشكل تر بود نكرده است.[ 29 ]

ایدن باور نداشت كه از طرف كمونیست تهدیدی نسبت به ایران وجود داشت.

من این بحث را قبول نداشتم كه تنها جایگزین مصدق در ایران حكومت كمونیست می باشد. من فكر می كردم كه اگر مصدق سقوط كند، به جای وی، دولت منطقی تری خواهد بود كه با آن بشود موافقتنامه رضایت بخشی انجام گیرد.[ 30 ]

بعداً، بعد از به بن بست رسیدن صحبتها در واشنگتن، ایدن در 20 نوامبر در مجلس عوام گفت:

“سه عنصر برای حل رضایت بخش وجود داشتند. اول، اقتصاد ایران تضمین نمی شود مگر آنكه صنعت نفت به طور كامل در همه ابعاد به كار بیافتد. دوم، مزایا باید بین ایران و كسانی كه این نفت را به جریان می اندازند باید تقسیم گردند. نهایتاً برای این عمل ملی كردن و پی آمدهای آن خسارت منصفانه باید پرداخت گردد و این یك طرفه انجام پذیر نمی باشد.[ 31 ]

هنگامی که صحبتها بین مقامات آمریكائی و دكتر مصدق با شكست روبرو شد، دكتر مصدق، كه هنوز در آمریكا به سر می برد، از ترومن، رئیس جمهور آمریكا، درخواست وام 120 میلیون دلاری كرد. ترومن پاسخ داد كه “این تقاضا مورد بررسی دقیق قرار خواهد گرفت.”[ 32 ] چرچیل گله كرد كه دولت آمریكا هنوز راجع به ارائه كمكهای مالی به ایران نظر مثبت دارد. موضوع حساس شده بود. اعطای وام نقشه محاسبه شده بریتانیا را جهت سقوط دولت ایران بهم می ریخت، ولی از دید دولت ایالات متحده اگر ایران سقوط كند، ریسك بزرگی به حساب می آمد.