اما دیدگاه مصدق آن بود كه،

هیچ پرسنل سازمان خارجی قابل استخدام برای انجام هیچ كاری كه مربوط به صنعت نفت باشد نمی باشد. همچنین هیچ سازمانی نمی تواند انحصار بازاریابی نفت ایران را داشته باشد. كوتاه آمدن در هر دو مورد خیانت به اصول ملی شدن می باشد.[ 24 ]

از طرف دیگر بریتانیایی ها:

به همین نسبت در قاطعیت خود مصر بودند كه اداره نفت ایران را به هیچ گروهی ندهند به غیر از زیر نظارت شرایطی كه رضایت بخش به خودشان باشد. آنها اصلاً آمادگی رقابت در بازار آزاد را با پخش كنندگان دیگر نفت نداشتند.[ 25 ]

این دو دیدگاه جوش خوردنی نبودند و هیچ طرف دلیلی برای كوتاه آمدن و امتیاز دادن نمی دید. دین اَجسون، وزیر امور خارجه ایالات متحده، بعد از آخرین ملاقات خود با آنتونی ایدن، از پاریس به وزارت امور خارجه آمریكا تلفن كرد و خواستار آن شد كه به اطلاع دكتر مصدق كه در ایالات متحده منتظر نتیجه مذاكرات با ایدن بود، برسانند كه بریتانیایی ها پیشنهاد را رد كرده اند. دكتر مصدق در 8 نوامبر 1951 مطلع گردید كه اساس برای توافق ایجاد نشده اند.

همزمان در لندن، وزیر هماهنگی حمل و نقل، سوخت و نیرو اعلام كرد:

طبق درخواست نخست وزیر، آخرین پیشنهادات آمریكا جهت حل اختلاف شركت نفت ایران و انگلیس، كه وزیر امور خارجه ایالات متحده به وزیر امور خارجه در پاریس ارائه داد مورد بررسی قرار گرفتند. اینها بعد از مذاكره با نخست وزیر ایران شكل گرفت كه در واشنگتن انجام گرفت. این پیشنهادات جبران سرمایه گذاری ما در ایران را نمی كنند. این پیشنهادات هیچ تضمینی نمی كنند كه پالایشگاه در آبادان توسط پرسنل بریتانیایی اداره خواهد شد. پیشنهادات دیگری هم برای مذاكره در پاریس توسط آقای اَجسون مدنظر قرار گرفتند. این پیشنهادات بر اساس اصولی بودند كه شركتهای نفتی ایالات متحده باید در اداره پالایشگاه در آبادان به ما بپیوندند و در عوض باید سهمی در اداره امكانات نفتی خود در عربستان سعودی بدهند. پیشنهادات آمریكا به عنوان پایه و اساس برای آغاز مجدد مذاكرات با دولت ایران قابل قبول نمی باشند.[ 26 ]

در تاریخ 13 نوامبر وزارت امور خارجه آمریكا اعلام كرد كه تلاشهایش جهت میانجیگری در اختلاف نفت به شكست خورده است و هیچ اساسی برای توافق در مدت ملاقات دكتر مصدق در ایالات متحده شكل نگرفته است.