دكترین سیاست خارجی حزب محافظه كار:

حزب محافظه كار به طور سنّتی و آشكار طرفدار امپراطوری بریتانیا و گسترش آن بود و در عصر حاضر طرفدار گسترش نفوذ بریتانیا در اقصی نقاط جهان می باشد.

حزب محافظه كار بریتانیا

مدعی است كه همكاری بین سرمایه و كارگر لازم می باشد و اینكه محدودیت بین صاحب كار و كارگر نباید وجود داشته باشد. حزب محافظه كار حزب ارتقاء اجتماعی می باشد. حزب محافظه كار می گوید “كیفیت و نه تساوی” و “فرصت و نه تضمین و امنیت ” که این دو شعار مهم حزب محافظه كار بریتانیا می باشند.[ 1 ]

سیاستهای حزب محافظه كار در كل شفاف و قابل تعریف نمی باشند. “گاهی آزادی فردی را حزب محافظه كار از ارزشهای خود می داند.”[ 2 ] و گاهی دیگر همانطوری كه در سیاست حزب كارگر مشاهده شد، حزب محافظه كار “آنقدر عقاید سیاسی را در خود در بر می گیرد كه از هم تمیز دادن آنها غیرممكن به نظر می رسد.”[ 3 ]

حزب محافظه كار، همانطوری كه قبلاً اشاره شد، همیشه به طور آشكارا خود را با مسائل امپراطوری یكی می داند، چنین احساسی در كنفرانس سالانه 1949 خود را ابراز داشت:

بگذارید هیچ وقت روح امپراطوری را فراموش نكنیم، احساسی كه به ما انرژی می دهد؛ احساسی كه باعث می شود به ما دیكته كند كه سیاست هایمان صحیح باشند.[ 4 ]

چنین احساساتی برای اغلب محافظه كارهای حزب غرور به حساب می رود. برای طیف محافظه كار حزب محافظه كار بریتانیا ، دستاوردهای امپراطوری بریتانیا چیزی بود كه آنها به آن فخر می فروختند. آنها (محافظه كاران حزب محافظه كار) امپراطوری بریتانیا را باعث

حفظ حكومت قانون و عدالت در یك چهارم سطح کره زمین یا بیشتر می دانستند. آنها امپراطوری را باعث پخش نفوذ اخلاقی تنها جامعه مللی می دانستند كه عملی بود. محافظه كاران حزب محافظه كار امپراطوری بریتانیا را باعث اتحاد ملی و حفظ بریتانیا می دانستند.[ 5 ]

حزب محافظه كار بر چسب “حزب امپراطوری” را بر خود می زد و دیدگاه طیف محافظه كار حزب در قبال امپراطوری آنها را از احزاب دیگر بریتانیا تمیز می داد. طبق گزارش كنفرانس حزب محافظه كار در سال 1950، “سوسیالیزم توسط طبیعت خود باعث می شود كه مشكلات امپراطوری بخصوص مشكلات مستعمرات را درك نكند.”[ 6 ] برای مثال یكی از دیدگاهها و اختلافات فاحش كه حزب محافظه كار با حزب كارگر بریتانیا داشت بر سر ملی كردن بود كه باعث شد بیانیه بالا ابراز شود. حزب محافظه كار بریتانیا راجع به سوسیالیزم می گفت: “آنها چند تا سیاست مخالفت آمیز می پرورانند و آن را سیاست خود می نامند”[ 7 ]