چکیده

کتاب، در وهله اول سعی دارد که تصمیم گیران در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در آغاز قرن بیست و یکم را شناسائی کند و نشان دهد که آنها چه کسانی هستند. این شامل یک بررسی عمیق در ساختار اجتماعی و سیاسی بریتانیا می شود. زیرا تا تصمیم گیران و منافع آنها شناسائی نشوند، سیاست آنها شفاف نمی گردد. سپس به عنوان پایه و اساس تحقیق این کتاب یک بررسی عمیق بر روی الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی انجام می گیرد. منطقه خلیج فارس با موقعیت مهم استراتژیکی خود و منابع عظیم نفتی که شرکت نفت ایران و انگلیس را در قرن بیستم به وجود آورد، رفته رفته به مرکز اصلی منافع بریتانیا تبدیل شد، که تا اواسط قرن بیستم نقش مهمی در انرژی و منافع اقتصادی بریتانیا ایفا کرد. اما پس از ملی شدن شرکت نفت ایران و انگلیس که “جواهر درتاج” صنعت نفت بریتانیا به حساب می رفت، ایالات متحده آمریکا به حوزه نفوذ بریتانیا وارد شد که این ورود و تعارض با منافع بریتانیا تا آغاز قرن بیست و یکم ادامه دارد.

جهت نشان دادن الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی در آغاز قرن بیست و یکم، فقط به عنوان یک بررسی موردی یا یکCase Study، ملی شدن شرکت نفت ایران و انگلیس مورد استفاده قرار می گیرد. این بررسی موردی صرفاً بر اساس اسناد آرشیو ملی بریتانیا و دید آن کشور می باشد.

پس از بررسی و مطالعه الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران به عنوان پایه و اساس تحقیق این کتاب، احزاب اصلی که قدرت را در بریتانیا به دست می گیرند مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند تا روشن شود که الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی آنها در قبال جمهوری اسلامی ایران چگونه عمل می کنند. ابتدا الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب کارگر بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. این حزب طرفدار کشورهای ضعیف است و مشخص می کنیم که چه تفاوتهایی بین ایدئولوژی و عملکرد سیاسی وجود دارد. سپس تحقیق شروع به بررسی الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب محافظه کار بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی می باشد. حزبی که به طور علنی پرچم دار حفظ منافع بریتانیا می باشد.

مطالعات و بررسی کتاب نشان می دهد که طبق گفته بنجیمن دیزرائیلی[ 1 ]، نخست وزیر دولت محافظه کار بریتانیا در قرن نوزدهم، دولتها اغلب قوانین و سیاستهای خود را در کازییه دولت قبلی می یابند. این گفته دقیقاً در الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران، بین دو حزب اصلی بریتانیا، حزب کارگر و حزب محافظه کار بریتانیا، که قدرت را در دست می گیرند، صدق می کند.


1 Benjamin Disraeli