بعد از ده روز مذاكرات بدون نتیجه، هیأت بریتانیایی ایران را ترك كرد. پیشنهاد بریتانیا به ایران توسط دولت ایران “به دلیل آنكه ایران بر این باور بود كه پیشنهاد بریتانیا هماهنگی با قانون ملی شدن نداشت”[ 19 ] پذیرفته نشد. دولت ایران اصرار داشت كه ناخداهای نفتكش را به عنوان آنكه نفت جزء املاك شركت ملی نفت ایران است اعلام كنند. ناخداهای نفتكش با هماهنگی با شركت نفت ایران و انگلیس از دست زدن به چنین خواستاری توسط دولت ایسران خودداری كردند. در 24 ژوئن 1951، كشتی های شركت نفت ایران و انگلیس از بارگیری نفت در آبادان خودداری كردند و صادرات نفت متوقف شد در نتیجه تولید نیز متوقف شد و كلّ عملیات نفتی تعطیل گردید. در این بین اوضاع كلّی در آبادان و میدان های نفتی وخیم شده بود. دولت ایران، مدیر داخلی شركت نفت ایران و انگلیس را متهم كرد كه وی دست به عملیات خرابكارانه زده است. از آنجائیکه در 21 ماه ژوئن در مجلس لایحه ای مورد تصویب قرار گرفته بود كه هر كس كه دست به عملیات خرابكارانه بزند اعدام می گردد، مدیر داخلی شركت نفت ایران و انگلیس ایران را ترك كرد. اما پس از اعتراض شدید از طرف دولت بریتانیا و دولت آمریكا نسبت به این لایحه، دكتر مصدق اعلام كرد كه لایحه از مجلس بیرون كشیده خواهد شد. كشتی جنگی H.M.S.Mauritius، كه به آبهای عراق مقابل آبادان فرستاده شده بود، دستور جابجا كردن تمام زنان و كودكان را به خارج از آبادان دریافت كرد.

در پایان ماه ژوئن، هِربرت موریسون، وزیر امور خارجه بریتانیا، به كابینة خود گفته بود كه مذاكرات با مصدق هیچ پیشرفتی نداشته است و چون بریتانیا بیش از حدّ بر روی سازمان ملل متحد تكیه كرده بود، بنابراین امكان عملیات نظامی و نیروی دریائی باید مجدداً مورد بررسی قرار گیرند. همزمان بریتانیا تحریم ایران را بوجود آورد. صادرات تعدادی از كالاها از بریتانیا به ایران ممنوع گردید؛ كالاهائی از قبیل فلز، خط راه آهن، فولاد، شكر، و پارچه. سِر فرانسِس شِفِرد، سفیر بریتانیا در ایران، كه به مكتب امپراطوری از نوع لرد كُرزون تعلق داشت و پیرو آن افكار بود، از دست آمریكائیها به شدت عصبانی بود. ناراحتی وی به آن دلیل بود که كه آمریكائی ها دائم فشار بر روی بریتانیا می آورند كه باید مذاكرات به جای خشونت انجام گیرند و آنكه آمریكائی ها زیاد از حدّ در امور بریتانیا دخالت می كنند. یكی از دیپلماتهای وزارت امور خارجه بریتانیا به نام اِی.اِ.برتاد، كه متعلق به بخش خاور، در وزارت امور خارجه بریتانیا بود در صورتجلسه ای نوشت كه بركناری دكتر مصدق هدف درجه اول بریتانیا می باشد، و طبق آن باید عمل كرد. بریتانیا و ایران به شرایط نزدیك به جنگ كشیده شدند.