حمایت حزب كارگر بریتانیا از سیاست قیمومت و سپس سیاست استقلال تدریجی باعث بوجود آمدن پایه و اساس اعتماد بین كشور مادر و رهبران ملی گرای مستعمرات شد. چنین دیدگاهی، تا حدّی، باعث ایجاد بازار مشترك المنافع (مدرن) بریتانیا به عنوان یك نهاد چند نژادی شد.

این بررسی كاملاً مشخص می شازد که حزب كارگر بریتانیا به طور علنی حزبی ایدئولوژیک می باشد. این حزب تأكید بر نیاز به تساوی بین طبقات و بین نژادها دارد. حزب كارگر بریتانیا تأكید بر تساوی فرصتها و حتی، تساوی یا نزدیك به تساوی یادداشتها دارد. امكانات اجتماعی توسط حزب كارگر بریتانیا از اولویت بالائی برخوردار هستند. حزب كارگر بریتانیا خواستار گسترش مالكیت عمومی و یا كنترل می باشد. در سیاست خارجی حزب كارگر بریتانیا ” صرفه جوئی در هزینه دفاعی و تعطیل كردن پایگاههای نظامی در خارجی از بریتانیا نسبت به دولتهای محافظه كار بریتانیا الویت.”[ 6 ] حزب كارگر بریتانیا ” به طور قاطعانه و مصمم، ضد استعمارگرائی می باشد.”

اکنون كه جهت درك بیشتر از الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب كارگر بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران، به بررسی دكترین سیاست خارجی حزب كارگر بریتانیا پرداختیم، اینک توجه خود را به الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب كارگر بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران معطوف می کنیم.

الگوی تصمیم گیری نخبگان سیاسی بریتانیا در سیاست خارجی حزب كارگر بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران:

نسنجیده خواهد بود اگر گفته شود که فاصله ای بین ایدئولوژی و عملكرد سیاسی در جهت حفظ منافع بریتانیا وجود ندارد. آنچه مسلم است در راستای حفظ منافع بریتانیا بین ایدئولوژی و عملكرد سیاسی فاصله وجود دارد. شواهدی كه در این فصل ارائه داده خواهد شد چنین موردی را روشن می سازد. ما می توانیم به عنوان مطالعه و بررسی مورد بحران اختلاف، و مهمتر از همه دیدگاه دولت كارگری بریتانیا كه در مقطع مورد نظر ما بر سر كار بود را با دولت ایران بر سر بحران شركت نفت ایران و انگلیس به صورت مطالعه موردی بررسی نمائیم. نتایج این بررسی نیز در قبال انقلاب اسلامی در ایران در سال 1978، زمانی كه تصادفاً دولت كارگری در بریتانیا بر سر كار بود، و در اواخر قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یكم، زمانی كه مجدداً دولت كارگری در بریتانیا در قدرت می باشد، و سیاست آن دولت در قبال جمهوری اسلامی ایران در اواخر قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یكم صدق می كند.

بحران شركت نفت ایران و انگلیس، دولت كارگری بریتانیا را با انواع و اقسام مشكلات اقتصادی روبرو كرد كه توجه خاصی را نیاز داشت. بحران از نوعی بود كه می توانست به طور موقت بر موقعیت اقتصادی بریتانیا از داخل تأثیر بگذارد و بنابراین موضوع از دید دولت بریتانیا رفتار امپریالیزمی و تكان دادن پرچم امپراطوری نبود، بلكه موضوع منافع ملی داخلی بود.