بعد از بررسی سیاست مَک میلان در رابطه با حفظ منافع بریتانیا، حال بررسی خود را بر اساس سیاست مَک میلان در رابطه با دفاع از بریتانیا ادامه می دهیم. سیاست گسترش اتحاد شوروی باعث شد که مَک میلان به دنبال دفاع مؤثر و فوری برود تا بتواند بریتانیا و منافع آن را حفظ نماید. راه حل مشخص آن بود که دنباله سیاستی که دولتهای قبلی محافظه کار و کارگر انجام داده بودند پی گرفته شود. به عبارت دیگر، استمرار مفهوم “روابط خاص” چرچیل که مستلزم به وجود آوردن همکاری مجدد با ایالات متحده در ارتباط با سیاست دفاعی و سیاست خارجی بود.

در ماه مارس 1957 مَک میلان و آیزنهاور در برمودا ملاقات کردند. بعد از تبادل نظرهای صریح و روشن درباره بحران کانال سوئز فضای مذاکرات بین دو رهبر بهتر شد. هر دو تماس های رده بالا را بین دولتهای خود احیاء نمودند و موافقت کردند که به طور مرتب با یکدیگر در تماس باشند. در واقع در آن ملاقات، مَک میلان و آیزنهاور اساس روابط اتمی بریتانیا و آمریکا را بنا نهادند که تا امروز ادامه دارد. البته در نتیجه توافقهای 45-1943،بریتانیا و ایالات متحده جهت تولید سلاحهای اتمی همکار شده بودند، اما ایالات متحده از اجرای توافقها سرباز زد. با این حال چرچیل و روزولت تصمیم گرفته بودند که برای ساخت سلاحهای اتمی با یکدیگر تبادل اطلاعات کنند. در ایالات متحده این نظر شروع به رشد کرد که آمریکا که در انحصار چنین سلاحهایی است، نباید با کسی شریک شود، و قانونی به سرعت به تصویب رسید که جلوی چنین همکاری هایی را بگیرد. این قانون به » قانون مک ماهان« معروف بود. در هر حال، بریتانیا به برنامه اتمی خود ادامه داد و در سال 1952، بمب اتم خود را به طور موفقیت آمیزی آزمایش کرد و در سال 1957 هم یک بمب هیدروژنی را منفجر کرد. بنا به نظر وزارت امور خارجه بریتانیا:

بریتانیا سعی کرد که خود را در حد ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی برساند. اما اینک، در عصر بمب هیدروژن، اگر سعی کنیم که به این مسابقه ادامه دهیم، خود را ورشکست می نماییم.[ 48 ]

بنابراین، بریتانیا از عهده فشارهای مالی بر نمی آمد. از طرف دیگر آیزنهاور، همیشه طرفدار همکاری اتمی بریتانیا و آمریکا بود و سعی می کرد که از نفوذ خود استفاده کند و جلوی قانون مَک ماهان را بگیرد. در ملاقات آیزنهاور با مَک میلان در مارس1957، وی پیشنهاد همکاری بریتانیا و ایالات متحده را برای استراتژی بازدارنده اتمی که می بایست در چارچوب ناتو تکامل یابد، ارائه داد. آیزنهاور در مورد چنین همکاری در سال 1953 با چرچیل مشورت کرده بود. نظر آیزنهاور برای بکارگیری بریتانیا در استراتژی بازدارنده اتمی ایالات متحده در برمودا به خاطر این واقعیت بود که آمریکا می خواست موشکهای برد متوسط دارای کلاهکهای اتمی را در جایی مستقر کند که برای رسیدن به خاک اتحاد شوروی مناسب باشد، و برای این منظور بریتانیا بهترین نقطه بود.