بنابراین مَک میلان، مانند چرچیل، بر این باور بودکه احیای “روابط خاص” با ایالات متحده یک امر واجب است. گر چه بریتانیا تکنولوژی ساختن بمب اتمی و بمب هیدروژنی را داشت، و هر دو را هم آزمایش کرده بود، ولی از لحاظ مالی قادر نبود که همچون اتحاد شوروی و ایالات متحده آمریکا از آنها استفاده کند. ترس از تهدید اتحاد جماهیر شوروی، و نفوذ کمونیزم در باقیمانده مستعمرات بریتانیا و نیز مستعمرات سابق آن کشور، مَک میلان را تشویق به احیای هر چه سریع تر روابط عادی با ایالات متحده کرد، همزمان بریتانیا برنامه اعطای استقلال به مستعمرات خود را هم ادامه می داد. سیاست مَک میلان در رابطه با اعطای استقلال به مستعمرات بریتانیا در این مقطع نیاز به بررسی دارد.

مَک میلان از گسترش کمونیزم و این خطر که مستعمرات در آفریقا به دست کمونیستها بیفتند بسیار نگران بود و این موضوع از سال 1957، زمانی که وی به قدرت رسید، ذهن وی را نگران کرده بود. در سال 1959، یکی از مهمترین معماران سیاست مدرن مستعمره گرایی بریتانیا به نام اَندروکوهن، پیشنهاد کرد که ملی گرایی آمریکایی باید تبدیل به مخالفت با کمونیزم شود. وی در مقاله ای نوشت: “اگر ما ملی گرایی را با کمونیزم اشتباه بگیریم، بدترین صدمه را خواهیم زد. همکاری موفقیت آمیز با ملی گرایی بزرگترین پیروزی در مقابله با کمونیزم در آفریقا می باشد.”[ 42 ] به پیروی از این فلسفه، مَک میلان به روند اعطای استقلال به بقیه مستعمرات به خصوص در آفریقا، ادامه داد. زمانی که مَک میلان کرسی قدرت را در سال 1963 ترک کرد، بازار مشترک المنافع (بریتانیا) مدرن تکمیل شده بود. مَک میلان در اتوبیوگرافی خود راجع به مکالمه ای که در یکی از مسافرت هایش در سال 1960 به آفریقا داشت صحبت می کند. وی می گوید که مکالمه اش با یکی از باتجربه ترین افراد در امور مستعمراتی بود که اکثر وقت خود را صرف خدمات در مستعمرات کرده بود، “از او خواستم به طور رُک و راست بگوید که آیا مردم آفریقا آمادگی برای استقلال را دارند یا نه؟ وی جواب داد البته که آمادگی ندارند، شاید پانزده الی بیست سال دیگر. دست کم پانزده الی بیست سال هم طول می کشد تا رهبران آنها آمادگی پذیرش مسئولیت کامل را پیدا کنند.”[ 43 ] مَک میلان از فرماندار باتجربه خواست که پاسخ خود را راجع به اینکه پانزده یا بیست سال طول می کشد تا مستعمرات آمادگی برای استقلال پیدا کنند واضح تر بیان کند. وی گفت: “من استقلال را بلافاصله به آنها می دهم. درست است که پانزده یا بیست سال نیاز به یادگیری برای اداره مملکت وجود دارد، ولی اگر آنها این پانزده یا بیست سال را صرف این کار بکنند! اگر به آنها پانزده یا بیست سال وقت بدهیم که صرف یادگیری اداره کردن مملکت بکنند، آنها به جای این کار، وقتشان را صرف شورش و اغتشاش می کنند. پس بهتر است که همین حالا به آنها استقلال بدهیم.”[ 44 ]

به گفته مَک میلان، بحث این فرماندار، ” بدون جواب است.”[ 45 ] طبق نوشته های مَک میلان، “قضاوت هایی نظیر این فرماندار کم نبود. تمام افراد باتجربه امور مستعمراتی این طور فکر می کردند.”[ 46 ] نطق آفریقای جنوبی مَک میلان که بعداً صورت گرفت و به “وزش باد تحول و تغییر” معروف است، نشان دهنده سیاست مستعمراتی وی می باشد. مَک میلان در نطق خود گفت: “آنچه دولتها در بریتانیا از زمان جنگ جهانی دوم برای اعطای استقلال به هند، پاکستان، سریلانکا، مالزی و غنا کرده اند و آنچه که برای نیجریه و کشورهای در شرف استقلال خواهند کرد ما مسئولیت کامل آن را قبول می کنیم. ما این مسئولیت را انجام می دهیم با این باورکه این تنها راهی است که می توان بر اساس آن، آینده بازار مشترک المنافع و جهان آزاد را بر پایه هایی محکم تضمین کرد.”[ 47 ]