ریشه “روابط خاص” بین انگلستان و ایالات متحده آمریکا:

هر یک از دو جنگ جهانی تأثیر متفاوتی بر روی امپراطوری بریتانیا داشتند. جنگ جهانی اول به رشد امپراطوری بریتانیا کمک کرد. این رشد به دلیل شکست دشمنان بریتانیا در جنگ بود و نیز آنکه سرزمین های تحت کنترل آنها به این امپراطوری پیوستند. همچنین روابط بریتانیا با سرزمینهای امپراطوری اش امتحان خود را در جنگ پس داد و آن کمکهای بزرگی بود که ملل امپراطوری در جنگ به بریتانیا ارائه دادند. تنها مستعمرات سفیدپوست دو و نیم میلیون سرباز فرستادند که با پنج میلیون سرباز بریتانیایی دوش به دوش هم درجنگ شرکت داشته باشند.

در نتیجه قدرت امپراطوری بریتانیا فقط قدرت بریتانیا نبود، بلکه قدرت آن به خاطر همکاری مستعمرات سفیدپوست و غیرسفیدپوست در جنگ جهانی اول بود. در حقیقت، کمیته کامبینه مربوط به همکاری دفاعی نام “کمیته دفاع امپراطوری” را به خود گرفته بود. بعد از جنگ جهانی اول، بیشتر از یک چهارم مساحت کره زمین و یک چهارم جمعیت جهان تحت فرمان امپراطوری بریتانیا پوشش یافته بودند، برخلاف زمان شروع قرن بیستم تا جنگ 18-1914، که امپراطوری بریتانیا تنها یک پنجم را تحت فرمان داشت.

از سوی دیگر تأثیر جنگ جهانی دوم، نقطه عطفی در تاریخ امپراطوری بریتانیا بود. بریتانیا با بهای بسیار سنگین همراه با امپراطوری خود از جنگ 45-1939 نجات پیدا کرد. دوران پس از جنگ جهانی دوم، دنیای جدید و متغیر با خواسته ها و فشارها روی بریتانیا از سمتهای مختلف بود. با اینکه امپراطوری بریتانیا بعد از جنگ جهانی اول رشد زیادی کرد و در مقابل آلمان برنده ظاهر شد، ولی یک ششم ثروت خود را در آن جنگ از دست داد. از طرف دیگر ایالات متحده نه تنها یک کشور اعتبار دهنده شد، بلکه به عنوان یک ملت، تولید کنندة نیمی از کالاهای جهان گردید. به علاوه، گر چه ملل امپراطوری در زمان جنگ اول جهانی همکاری بسیار محکمی را نسبت به بریتانیا نشان دادند، اما بین آنها حرکتی به سوی استقلال سیاسی و اقتصادی در جریان بود، به خصوص استرالیا، نیوزیلند، کانادا و آفریقای جنوبی. این در اثر توسعه اقتصادی این مناطق بود که نهایتاً هم باعث شد بریتانیا در اواخر قرن نوزدهم به آن مستعمرات کنترل قانونی بر امور داخلی شان، همچون مسائل مالی و تجاری بدهد. بعد از بدست آوردن کنترل بر امور داخلی خود، مستعمرات سفیدپوست درخواست کنترل بر امور خارجی خود را نیز مطرح کردند. همچنین، از همان اواخر قرن نوزدهم، اول در امور داخلی و سپس در امور خارجی خواستار خودگردانی شده بود اما نه به آنان اندازه که استرالیا، کانادا، ایرلند، نیوزیلند و آفریقای جنوبی تقاضا کرده بودند. درخواست هند آن بود که با این کشور می بایست مانند مستعمرات سفیدپوست رفتار شود. جنگ جهانی اول روحیه ملی گرایی در مستعمرات سفیدپوست و هند را تشدید کرد. شدت ملی گرایی در مستعمرات سفیدپوست بعد ازجنگ 18-1914 بالاخره باعث به وجود آمدن قانون وست مینستر (The Statute of Westminster) شد. در نتیجه این قانون در سال 1931، استقلال کامل مستعمرات سفیدپوست رسمی شد و بازار مشترک المنافع بریتانیا تشکیل شد، و این کشورهای جدید تصمیم گرفتند که روابط خود با بریتانیا را حفظ نمایند.