ایالات متحده آمریکا تنها به دلیل نگرانی روزافزون از گسترش نفوذ شوروی و شیوع افکار کمونیستی در خاورمیانه، در پیمان جدید شرکت کرد. لذا قرار شد ایالات متحده کمک های نظامی و غیره خود را به ایران تا چند برابر گذشته، افزایش دهد، و در نتیجه ایران بتواند به عنوان سپری در برابر تهدیدات اتحاد شوروی، از منابع وسیع نفت خلیج فارس دفاع کند.

طبق آنچه که در این فصل ذکر شد، از آنجائی که دیدگاه دولت بریتانیا راجع به روابط با ایران جهت دفاع از خلیج فارس بسیار به دیدگاه ایالات متحده نزدیک بود، زیرا همانطور که گفته شد، هم دولت ایالات متحده و بریتانیا بر این باور بودند که قوای نظامی ایران می بایست دارای قدرتی باشند که نه فقط مخصوص حفظ امنیت ملی باشد ، بلکه از عهده دفاع در مقابل حملات خارجی هم برآیند. بنابراین سیاست همکاری با ایالات متحده در خلیج فارس و گسترش نفوذ آمریکا در منطقه و توسعه روابط با ایران به سیاست بریتانیا در خلیج فارس تبدیل شد. “کمی کوتاه آمدن بهتر است تا غرق شدن در بحرانها”[ 24 ]، در مقابل تعارض با منافع ایالات متحده پس از ملی شدن شرکت نفت ایران و انگلیس و گسترش نفوذ آمریکا در خلیج فارس، تبدیل به سیاست بریتانیا در خلیج فارس گردید که این سیاست تا آغاز قرن بیست و یکم ادامه دارد. به دید بریتانیا، آمریکا رهبری را در خلیج فارس به عهده بگیرد.

پس از ملی شدن شرکت نفت ایران و انگلیس تا به امروز سیاست بریتانیا در قبال خلیج فارس، ایران چه پیش و چه پس از انقلاب اسلامی پیرو دیدگاه ایالات متحده آمریکا بوده است. زیرا از دید بریتانیا، گسترش نفوذ آمریکا و همکاری با ایالات متحده در منطقه و رهبری آن کشور باعث دفاع از منافع بریتانیا هم می شود.

نسنجیده خواهد بود اگر گفته شود، مناسبات بریتانیا با جمهوری اسلامی ایران همانند مناسبات ایالات متحده آمریکا با ایران ضعیف شده یا از بین رفته است. زیراکه بریتانیا به دلیل شرایط اقتصادی، بیشتر متمایل به برقرار کردن ارتباطات و تقویت مناسبات خود با جمهوری اسلامی ایران است.

از دیدگاه بریتانیا، جمهوری اسلامی ایران همچنان کشور مهمی به شمار می رود. لذا بریتانیا سعی بر این داشته که علی رغم سیاست همکاری با ایالات متحده در منطقه و رهبری آمریکا روابط خود با جمهوری اسلامی ایران را به روشهای گوناگون احیا نماید؛ این ادامه سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و آمریکا می باشد که از اهمیت بسیار بالائی برخوردار می باشد زیراکه اساس همکاری بریتانیا با ایالات متحده است که همچنان به روند خود ادامه می دهد-مانند همکاری بریتانیا و آمریکا در عراق در سال 2005 میلادی، جنگ عراق 2003 میلادی، جنگ اول عراق در دهه 1990 میلادی، حضور مشترک بریتانیا و آمریکا در خلیج فارس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی. به همین دلیل سیاست همکاری بریتانیا با ایالات متحده آمریکا در منطقه و رفتار کنونی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران بر اساس سیاست “روابط خاص بین بریتانیا و آمریکا” می باشد. بمنظور درک بهتر باید در وهله اول به طور مختصر الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گیرد.