به سبب ضعف اقتصادی، بریتانیا ، دیگر قادر نبود به لحاظ نظامی، و به خصوص تکنولوژی اتمی خود را در سطح رقابت با سایر رقبا نگه دارد. ترس از تهدید کمونیسم نسبت به منافع بریتانیا در خلیج فارس، نیز دولت این کشور را مجبور کرد به دلایل اقتصادی و دفاعی با آمریکا وارد اتحاد شود. به سبب ضعف موقعیت و محدودیت های موجود، دولت بریتانیا می بایست برای حفاظت از منافع این کشور، به تقسیم مسئولیت ها مبادرت ورزد. منافع بریتانیا در خلیج فارس به غیر از سهم 40 درصدی در کنسرسیوم بین المللی نفت ایران، شامل موارد زیر نیز بود:

الف- تأمین 50 درصد از مصرف نفت از کویت؛
ب- ساختن “سدی” در مقابل نفوذ کمونیسم.[ 2 ]

از آنجائی که ایالات متحده تنها کشوری بود که می توانست در مقابل فشار کمونیسم ایستادگی کند، دولت بریتانیا رهبری ایالات متحده را پذیرفته بود.

ارزیابی واشنگتن از تهدید اتحاد شوروی نسبت به منطقه خلیج فارس با ارزیابی لندن تفاوت چندانی نداشت، حتی ایالات متحده نسبت به تهدید از ناحیه اتحاد شوروی، و نفوذ کمونیسم در منطقه، روز به روز نگرانی بیشتری را نشان می داد. از دید ایالات متحده “به سبب نزدیکی صنایع اصلی شوروی به منطقه، می بایست بر ناحیه مدیترانه شرقی و خاورمیانه شدیداً کنترل داشت.”[ 3 ]

از این روی خلیج فارس به دلیل تولید نفت و خطوط انتقال آن نیز به عنوان راهی ارتباطی در سیاست و افکار استراتژیک آمریکا اهمیت روزافزونی پیدا کرد. مهار اتحاد شوروی و جلوگیری از دسترسی آن کشور به منابع غنی نفت خلیج فارس در کنار تولید و عبور نفت بدون مداخله کمونیسم، به هدف مشترک هر دو کشور ایالات متحده و بریتانیا تبدیل شد.

آمریکائی ها بر این باور بودند که برقراری ارتباط نزدیک اقتصادی و سیاسی با ایرانی که درصدد صنعتی شدن بود، و از نظر آنها قدرتمندترین دولت در خلیج فارس به شمار می آمد، در جهت منافع غرب است. دولتمردان آمریکایی می پنداشتند که حاکمیت مستقیم بر ایران برای منافع آمریکا در خلیج فارس خطرناک می باشد، چرا که حاکمیت مستقیم، در منطقه مهمی همچون خلیج فارس با آن مخازن عظیم نفتی، به طور اجتناب ناپذیری منجر به درگیری با اتحاد شوروی می شود. دیدگاه ایالات متحده نسبت به ایران به این صورت بود:

“این که ایران یک کشور مستقل بماند؛ برای ایالات متحده از اهمیت زیادی برخوردار است. به خاطر موقعیت استراتژیک کلیدی، و منابع نفت ایران، از دست دادن آن کشور: – الف- تهدید بسیار بزرگی نسبت به امنیت خاورمیانه، و همچنین پاکستان و هند است: – ب- باعث آسیب دیدن حیثیت ایالات متحده در کشورهای منطقه خاورمیانه می شود، و اعتماد به نفس این کشورها را نسبت به مقابله با فشارهای کمونیسم کم می کند- ج- در نقاط دیگر جهان آزاد اثرات بدی به وجود خواهد آورد.”[ 4 ]

طبق گفته سِر راجر استیونز، سفیر بریتانیا در تهران، “»دولت ایالات متحده بر این باور است که به نفع ایران و تمام جهان آزاد خواهد بود که این کشور دارای چندین قوای نظامی باشد که نه تنها از عهده حفظ امنیت داخلی ایران برآید، بلکه بتواند در شرایط حمله از خارج، به طور مؤثر از خود دفاع کند.”[ 5 ]