می توان گفت که یک سازش دیگر هم انجام گرفته است و آن این که دیدگاه و ارزشهای سنتی حفظ گردیده اند. بعلاوه، همانطوری که مشاهده کرده ایم، “طبقه نخبگان با یک طبقه جدید تجار کنار آمده اند و همچنان روش و سیستم کلیدی را در اداره کردن اقتصاد با سیستم سیاسی زنده نگه داشته است.”[ 27 ]

گر چه طبقات مرفه در بریتانیا دائما با یکدیگر سازش کرده اند، و یک فرهنگ، اقتصاد و سیاست واحدی بین آنها تکامل یافته، اما تفاوت ها، در شرایط بازار بین طبقه زمین دار، نهادهای قسمت مالی لندن یا سیتی، و تولید کنندگان همچنان ادامه دارد. این تفاوت ها به انقلاب صنعتی. مرتبط می شوند در قرن هجدهم، صنعت فعالیت نسبتاً غیرمهمّی تلقی می شد. تولید مخصوص تجار بود و آنها روند تولید را از طریق کنترل خرید و فروش کالاها و از طریق قابلیت خود جهت ارائه اعتبار کنترل می کردند. در دهه 1770 رشد تولید صنعتی سرعت پیدا کرد و تعدادی اختراعات فنی مورد استفاده قرار گرفتند که منجر به تکنولوژی های تولید انقلابی پنبه و فلز شدند. “تجاری که ثروت و تجربه را از طریق تولید صنعتی به دست آورده بودند، می توانستند از فرصت ها که از طریق رشد تجارت ارائه می شدنداستفاده کنند. در نتیجه این توانایی را داشتند که اضافه سرمایه را که از طریق رشد در جمعیت به وجود آمده بود در جهت تقاضا به کار اندازند.”[ 28 ] در هر حال، به اهمیت این به اصطلاح انقلاب صنعتی در وهله اول توسط افراد دست اندر کار پی برده نشد؛ انقلاب صنعتی با برنامه به وجود نیامد، کسی به دنبال آن نبود، چیز بی سابقه ای بود، و فقط در طول زمان تکامل یافت، و یک شبه به اصطلاح به وقوع نپیوست، انقلاب صنعتی پدیده ای بی سابقه و یگانه بود.”[ 29 ] اما، بُعد تکنولوژیکی آن روند پیشرفت قابل ملاحظه ای را بهمراه داشت، و آن به دست آوردن و کارآیی مواد اولیه یا خام بود، به اضافه جایگزین کردن وسایل مکانیکی به جای تجارت، مهارت و قدرت انسانی.

نتیجه تغییر از کشاورزی به صنعت باعث آن شد که افراد مالی در سیتی هم همکاری داشته باشند، و در این تغییر درگیر باشند. دلیل آن بود که صنعت و ماشینی شدن باعث سرعت در تولید شد. در نتیجه داد و ستد، خرید و فروش تولیدات عمدهنیاز به فعالیت های مالی و بیمه ای پیدا کرد، و آن بمعنی گرفتن سیتی در لندن، با بخش مهم مالی بریتانیا توسط تجار بود. سیتی محلی بود که پول های کلان در آن جابجا می شد. از یک طرف صنعت تولیداتی، و از طرف دیگر فعالیت های مالی سیتی رشته های اصلی منافع اقتصادی نخبگان در بریتانیا شدند. طبقه زمین دار، در هر دو رشته دخالت داشتند، و این موضوع تا امروز ادامه دارد.

همانطور که پیشرفت ها و توسعه های تکنولوژیکی از یک طرف، یک سیستم سریع تولید به وجود آوردند، که فراتر از حجم بازار بریتانیا بود جهت خرید یا فروش محصولات تولید شده، یا جهت عرضه مواد اولیه برای ساختن آن محصولات، از طرف دیگر بریتانیا مجبور شد که دنبال بازار در خارج از کشور بگردد. جهت انجام این کار نخبگان مجبور به اجراء یک استراتژی بودند که ایجاد بازار و عرضه مواد اولیه را تضمین می کرد. بنابراین، بریتانیا مجبور شد به سیاست کنترل مستقیم آن سرزمین های دورافتاده که از نظر آن کشور دارای بازارهای بالقوه بودند و دارای مواد اولیه ای بودند که برای ساختن کالا و تولید در بریتانیا لازم بودند متوصل بشود.[ 30 ]