به عبارت دیگر این یك ایده و سیاست بعد از جنگ جهانی دوم چرچیلی بود. یعنی بریتانیا بعد از جنگ جهانی دوم بعد از ایالات متحده آمریكا و اتحاد جماهیر شوروی به عنوان قدرت سوم نقش مركزی را در بین بازار مشترك المنافع بریتانیا ، “روابط خاص” بین انگلستان و آمریكا، و نقش پیشرو را در اروپا، بازی كند.

در واقع در حال حاضر سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران طبق آنچه كه در طول كتاب گفته شده است و شواهدی كه ارائه داده شده است، سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و ایالات متحده آمریكا یا به عبارت واقع تر سیاست چرچیلی بعد از جنگ جهانی دوم می باشد. زیرا سیاست بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران، به خاطر حفظ منافع انگلستان كه در طول این كتاب شرح داده شده است نهایتاً سیاست “روابط خاص” با آمریكا می باشد. كسی که سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و آمریكا را ابداع كرده بوده است، وینستون چرچیل بوده است. در طول این كتاب هم شرح داده شد كه سیاست خارجی بریتانیا در طول و پس از جنگ جهانی دوم به این سو، سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و آمریكا بوده است. زیرا بریتانیا نهایتاً منافع خود را در روابط با ایالات متحده آمریكا می بیند. در نتیجه الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران ایده آتلانتیسی چرچیلی می باشد، كه طبق شواهد ارائه داده شده در فصلهای مختلف این كتاب از جنگ جهانی دوم به این سو هنوز ادامه دارد و زنده می باشد. حتی با وجود فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سیاست “روابط خاص” خود را بیشتر نشان داده است که همگامی با آمریكا در بالكان در دهه 90 میلادی، و در آغاز قرن بیست و یكم جنگ در افغانستان پس از واقعه 11 سپتامبر، جنگ عراق 2003 میلادی و همكاری با آمریكا پس از آن جنگ به این سو از جمله موارد آن سیاست می باشد. ولی از همه مهمتر همكاری و همگامی ایالات متحده آمریكا و بریتانیا پس از انقلاب اسلامی در خلیج فارس، و بحرانهای بعدی آن می باشد و این سیاست همچنان نزد سیاستمدران بریتانیا زنده است.[ 12 ]