سیاست همكاری با ایالات متحده آمریكا در ایران و گسترش نفوذ آن كشور در ایران و توسعه روابط با ایران تا قبل از انقلاب اسلامی ایران به سیاست بریتانیا در ایران تبدیل شد كه در این مطالعه در این كتاب دیده شد. “كمی كوتاه آمدن بهتر است تا غرق شدن در بحران ها”[ 10 ] در مقابل تعارض ایالات متحده پس از ملی شدن شركت نفت انگلیس و ایران و گسترش نفوذ آمریكا در خلیج فارس، به طور تبدیل به سیاست بریتانیا شد و این سیاست همچمنان در منطقه كه تا آغاز قرن بیست و یكم ادامه دارد. از نظر بریتانیا، آمریكا رهبری را در منطقه خلیج فارس به طور كامل بر عهده دارد.

نسنجیده خواهد بود اگر گفته شود تمایل بریتانیا و سیاست آن کشور نسبت به داشتن ارتباط با ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ضعیف شده است. چرا كه دولت بریتانیا، همانطوری كه در این كتاب ذكر شد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در آغاز قرن بیست و یكم به دلیل شرایط اقتصادی خود همیشه همانطوری كه در فصل های این كتاب بخصوص، فصلهای سوم، چهارم و پنجم دیده شده است، تمایل داشته است كه از روابط دیپلماتیك با جمهوری اسلامی ایران برخوردار باشد.

از دیدگاه بریتانیا، ایران در قرن بیست و یكم، همانطوری كه در فصل پنجم ذكر شد، همچنان كشور مهمی به شمار می رود. لذا انگلستان سعی دارد روابط خود را با ایران حفظ نماید. علیرغم پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، و استقرار دولت جمهوری اسلامی در ایران، بریتانیا همچنان به روند ایجاد ارتباط با دولت جمهوری اسلامی ادامه داده است.

با بررسی تحولات در آغاز قرن بیست و یكم می توان مشاهده كرد كه سیاست بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در قالب دیپلماسی انجام می گیرد. با توجه به اینكه جنگ های جهانی اول و دوم، نظام استعماری بریتانیا را دستخوش فروپاشی كرد و پس از این جنگها ایالات متحده آمریكا نقش جدیدی در جهان برای خود قائل گردید و خلیج فارس در كل در سیاست های آمریكا موقعیتی ویژه كسب نمود. با توجه به این امر كه تحولات پس از جنگ سرد، دنیا را در مسیر دیگری قرار داد، بریتانیا سعی دارد در قالب دیپلماسی منافع از دست رفته خود را در خلیج فارس به دست آورد. بریتانیا درك می كند كه تنها وسیله برای حفظ هویت و حاكم بودن بر سرنوشت خود، حضور در صحنه است.

بریتانیا در آغاز هزاره سوم میلادی همچنان با مسایل و مشكلات گوناگون سیاسی و اقتصادی، طبق گفته های فصل پنجم، مواجه می باشد. بنابراین نوع روابط و مناسبات بریتانیا با جمهوری اسلامی ایران، با تجربه های تاریخی، عوامل ساختاری و ماهیت منافع است.

بریتانیا نسبت به نقش آمریكا به عنوان طراح تغییرات پس از پایان جنگ سرد در خلیج فارس بسیار حساس بوده و ملاحظات زیادی در این زمینه دارد. دولت بریتانیا با سلطه هر قدرتی بخصوص آمریكا در خلیج فارس به شدت مخالف است.