در بریتانیا همانطوری كه در فصل چهارم گفته شده است، یك نوع یكپارچگی سیاست خارجی از دوره دولت كارگری كه در فصل سوم مورد مطالعه قرار دادیم تا دوره دولت محافظه كار كه در فصل چهارم مورد بررسی قرار دادیم در وزارت امور خارجه وجود داشت. یا به عبارت دیگر به اصطلاح دیدگاه رسمی وجود داشت، بین دولت كارگری و دولتهای محافظه كار.

همانطوری كه، یك دفعه، نخست وزیر دولت محافظه كار، به نام بنجیمن دیزرائیلی، گفت، “دولتها اغلب قوانین و سیاستهای خود را در كازییه دولت قبلی می یابند.”[ 8 ] این مورد در ارتباط با سیاست دولت محافظه كار در قبال جمهوری اسلامی ایران در دهه 80 میلادی و اوایل دهه 90 میلادی صدق كرد و در آینده هم صدق خواهد كرد.

الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب محافظه كار در قبال جمهوری اسلامی ایران پس از به قدرت رسیدن، كه تمام دهه 80 میلادی و دوسوم دهه 90 میلادی را مورد پوشش قرار داد (از سال 1979 میلادی الی سال 1997 میلادی) و دیدگاه حزب محافظه كار در كل همچنان، نقش ایالات متحده و مفهوم سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و آمریكا، كه به آن در این كتاب اشاره شد، جهت ابعاد دفاعی برای منافع خود در منطقه خلیج فارس – در مقابل حضور و تلاش كمونیزم برای نفوذ در منطقه تا زمان فروپاشی شوروی بوده است. بعد از فروپاشی كمونیزم مجدداً نقش ایالات متحده، رهبری آن كشور و مفهوم سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و آمریكا، و سیاست آمریكا به عنوان طراح تغییرات پس از پایان جنگ سرد در خلیج فارس برای بریتانیا همچنان از حساسیتی خاص برخوردار بوده است.

پس از به قدرت رسیدن حزب محافظه كار بریتانیا، طبق مطالب فصل چهار، در سال 1979، جهت همراهی با ایالات متحده آمریكا، و در اثر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال آن كشور، دولت محافظه كار دست به اخراج دهها تن از اتباع ایرانی از بریتانیا زد. سپس در پی برخوردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده، نخست وزیر دولت محافظه كار انگلستان، مارگاریت تاچر حمله شدیدی به دولت جمهوری اسلامی ایران كرد، و روابط دو كشور جمهوری اسلامی ایران و بریتانیا به تیرگی و قطع شدن گردید.