در فصل چهارم ما به بررسی الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب محافظه كار انگلستان در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداختیم. هدف از فصل چهارم این بود كه ببینیم، اولاً دیگر حزب اصلی بریتانیا در زمان بودن در قدرت چه الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی خود در قبال جمهوری اسلامی ایران پیاده می نمود، و آنكه حزبی که به طور علنی پرچم دار حفظ منافع انگلستان می باشد چه الگوی تصمیم گیری در قبال جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت.

برای درك بیشتر از الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب محافظه کار بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران، كه در دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی بر سر كار بود، اول به دكترین سیاست خارجی حزب محافظه كار پرداختیم.

مشاهده شد كه حزب محافظه كار به طور سنّتی و آشكار طرفدار امپراطوری بریتانیا و گسترش آن بود و در عصر حاضر طرفدار گسترش نفوذ بریتانیا در اقصی نقاط جهان می باشد.

حزب محافظه كار انگلستان طرفدار سرسخت بریتانیا بزرگتر می باشد. محافظه كاران حزب مذكور ایدئولوژی تجارت آزاد را با ادامه امپراطوری بریتانیا یكی می دانستند.

در فصل چهارم كتاب ما دكترین حزب محافظه كار را در قبال سیاست خارجی بررسی نمودیم، به خاطر درك بیشتر از الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب محافظه كار در قبال جمهوری اسلامی ایران، كه در دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی بر سر كار بود. سپس به الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب محافظه كار انگلستان در قبال جمهوری اسلامی ایران پرداختیم.

اشاره كوچكی می كنیم به فصل سوم كتاب كه درباره حزب كارگر بریتانیا و الگوی تصمیم گیری آن حزب در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی بود. در آن فصل، جهت بررسی موردی یا یك Case Study ما مثال برخورد دولت كارگری را در قبال ایران در رابطه با ملی شدن صنعت نفت مورد بررسی قرار دادیم و مشاهده شد كه نه تنها یك حزب سوسیالیستی كاملاً امپریالیستی برخورد كرد بلكه همان الگو در اواخر قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یكم سیاست خارجی حزب كارگر بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران می باشد.

در فصل چهارم كتاب جهت مطالعه موردی یا یك Case Study ما برخورد حزب محافظه كار را هنگام در قدرت بودن در قبال ایران در رابطه با ملی شدن صنعت نفت ایران بررسی نمودیم، تا ببینیم كه همان الگو در مورد سیاست حزب محافظه كار در قبال جمهوری اسلامی ایران در اواخر قرن بیستم صدق خواهد كرد. زیرا همانطوری كه در فصل های قبل به اثبات رسید، الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در كلّ ادامه سیاست خارجی آن كشور به عبارتی از جنگ دوم جهانی و به عبارت دیگر از جنگ جهانی اول می باشد كه در فصل های این كتاب به اثبات رسیده است. بریتانیا دارای سیستم بسیار سنّتی می باشد ولی سنّتی عملی كه آن سنت را به روز وفق می دهد. همانطوری كه در فصل چهارم مشاهده كردیم. به خصوص در مورد حزبی به سنّتی حزب محافظه كار بریتانیا.