بریتانیا به سبب ضعف اقتصادی، همانطوری كه ذكر شد، مجبور است با ایالات متحده آمریكا همكاری نماید. دولت بریتانیا برای حفظ منافع خود به تقسیم مسئولیت ها با ایالات متحده مبادرت نموده است.

سیاست خارجی بریتانیا در قبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و پس از آن در قبال جمهوری اسلامی ایران، طبق آنچه گفته شد دیدگاه ایالات متحده آمریكا بوده است. زیرا از دید بریتانیا گسترش نفوذ آمریكا و همكاری با ایالات متحده در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس و رهبری آمریكا باعث دفاع از منافع بریتانیا هم می شود.

سیاست همكاری بریتانیا با ایالات متحده آمریكا در قبال جمهوری اسلامی ایران و رهبری آمریكا، ادامه سیاست “روابط خاص” بین بریتانیا و آمریكا می باشد كه در فصل دوم مورد بررسی قرار گرفت.

البته در فصل قبل ذكر شد كه روابط بریتانیا با جمهوری اسلامی ایران مانند مناسبات با ایالات متحده آمریكا و ایران تضعیف نشد و از بین نرفت، زیرا همانطوری كه در این كتاب گفته شده است به دلیل شرایط اقتصادی خود، بیشتر تمایل به برقراری مناسبات باجمهوری اسلامی داشته است.

در فصل سوم ما بیشتر به تمایل بریتانیا به برقرای مناسبات با جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداختیم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران دولت كارگری در بریتانیا بر سركار بود، لذا در فصل سوم الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب كارگر بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی قرار دادیم.

برای درك بیشتر الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی حزب كارگر بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران، اول به دکترین سیاست خارجی حزب كارگر بریتانیا پرداختیم. در بررسی دیدیم كه حزب كارگر بریتانیا به طور علنی حزبی ایدئولوژیك می باشد و مشاهده شد كه حزب كارگر “به طور قاطعانه و مصمم، ضداستعمارگرائی می باشد.”[ 7 ]

در فصل سوم گفته شد که در رابطه با حزب كارگر بریتانیا و دكترین سیاست خارجی آن كه، بین ایدئولوژی و عملكرد سیاسی در جهت حفظ منافع فاصله وجود دارد. شواهدی كه در فصل سوم ارائه داده شد چنین موردی را روشن ساخت. ما به عنوان مطالعه و بررسی موردی بحران شركت نفت ایران و انگلیس را بررسی نمودیم، و نتیجه این بررسی در قبال انقلاب اسلامی در ایران در سال 1978، زمانی كه تصادفاً دولت كارگری در بریتانیا بر سر كار بود طبق شواهد فصل سوم در این كتاب صدق كرد.