طبق آنچه كه در فصل دوم ذکر شد، از آنجائی كه دیدگاه دولت بریتانیا راجع به رابطه با ایران جهت دفاع از خلیج فارس بسیار به دیدگاه ایالات متحده نزدیك بود، هر دو دولت ایالات متحده و بریتانیا بر این باور بودند كه قوای نظامی ایران می بایست دارای قدرتی باشند كه فقط مخصوص حفظ امنیت ملی نباشد، بلكه از عهده دفاع در مقابل حملات خارجی هم برآید لذا سیاست همكاری با ایالات متحده در خلیج فارس و گسترش نفوذ آمریكا در منطقه و توسعه روابط با ایران به سیاست بریتانیا در خلیج فارس تبدیل شد. “كمی كوتاه آمدن بهتر است تا غرق شدن در بحرانها”[ 6 ] در مقابل تعارض با منافع ایالات متحده پس از ملی شدن شركت نفت ایران و انگلیس موردی بود كه در فصل دوم به آن اشاره شد و باعث گسترش نفوذ آمریكا در خلیج فارس شد كه تا آغاز قرن بیست و یكم ادامه دارد.

همانطوری كه در فصل دوم گفته شد، پس از ملی شدن شركت نفت ایران و انگلیس تا امروز سیاست بریتانیا در قبال خلیج فارس، ایران، و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، و به وجود آمدن دولت جمهوری اسلامی در ایران، و روابط خود با جمهوری اسلامی ایران نزدیک به دیدگاه ایالات متحده آمریكا بوده است. زیرا از دید بریتانیا گسترش نفوذ آمریكا بنا به مطالب فصل دوم و رهبری آمریكا باعث دفاع از منافع بریتانیا هم می شود.

طبق آنچه در فصل دوم مشاهده شد نسنجیده خواهد بود اگر گفته شود، مناسبات بریتانیا با جمهوری اسلامی ایران مانند مناسبات ایالات متحده امریكا با ایران ضعیف شده یا از بین رفته است. چرا كه بریتانیا به دلیل شرایط اقتصادی بیشتر تمایل دارد ارتباطات و مناسبات خود را با جمهوری اسلامی ایران تقویت کند.

از دیدگاه بریتانیا همانطور كه در فصل دوم مشاهده شد، جمهوری اسلامی ایران همچنان كشور مهمی به شمار می رود. لذا بریتانیا سعی داشته است که روابط خود را با جمهوری اسلامی ایران به روشهای گوناگون با وجود سیاست همكاری با ایالات متحده آمریكا در منطقه و رهبری آمریكا احیا نماید. سیاست همکاری با آمریکا ادامه سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و آمریكا می باشد كه از اهمیت بسیار بالائی برخوردار می باشد، و اساس همكاری بریتانیا با ایالات متحده است، كه همچنان به روند خود ادامه می دهد که همكاری بریتانیا و آمریكا در عراق در سال 2005 میلادی، جنگ عراق 2003 میلادی، جنگ اول عراق در دهه 1990 میلادی، حضور مشترك انگلستان و آمریكا در خلیج فارس بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تا امروز در این زمینه است. به همین دلیل سیاست همكاری بریتانیا با ایالات متحده آمریكا در منطقه و رفتار كنونی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران بر اساس “روابط خاص” بین انگلستان و آمریكا می باشد كه جهت درك بهتر این الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در فصل دوم به دقت مورد بررسی قرار گرفت. پس از ریشه یابی و بررسی محور سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران مورد مودشكافی و بررسی گسترده در كتاب قرار گرفت.