اجتماعی بریتانیا سرجایش است و ادامه خواهد یافت؛ مجلس لردها حتی تا حدّی محل ملاقات افرادی است که متعلق به، باصطلاح جهان مدیران ارشد بریتانیا ، در حوزه های مختلف می باشند. اگر چه عنوان یا لقب “لرد” به خودی خود مهم می باشد، اما مجلس لردها همچون سکویی جهت افراد بانفوذ که عقاید خود را ابراز نمایند و از آنها و منافع خود دفاع کنند می باشد. مجلس لردها کارکرد دیگری هم دارد و آن ارائه فرصت پیشرفت و سکوی جهش جهت افراد وابسته به اعضاء آن یعنی لردها می باشد که عقاید خود را از این طریق ابراز نمایند و از منافع خود دفاع کنند.”[ 12 ]

سیاست ها در نتیجه گرهمایی های رسمی و غیررسمی نخبگان مختلف شکل و تکامل می یابند. اصلی ترین مکان هایی که این دورهمی ها انجام می گیرند عبارتند از کنفرانس ها، کلوپهای نخبگان لندن، مهمانی های مختلف. در این مکان ها سیاستمداران جدید و قدیمی، رهبران اقتصادی، رهبران اجتماعی، و گردانندگان وزارتخانه ها با یکدیگر معاشرت می نمایند. این معاشرتها اغلب به خویشاوندی تبدیل می گردد. “این است که نخبگان مختلف بریتانیایی در اثر تعامل با یکدیگر در داخل خود شریک زندگی خود را انتخاب می نمایند.”[ 13 ]

در نتیجه تحصیلات و مدارس خصوصی یاد شده می توان گفت که ساختار اجتماعی در بریتانیا یک سیکل بسته است. این به این خاطر می باشد که “شغل در بریتانیا تا حدودی بستگی به تحصیلات و روابط خانوادگی دارد. همچنین درآمد نیز تا حدودی به شغل بستگی دارد. در این بین، درآمد بالا باعث می شود که والدین، فرزندان خود را به مدارس بهتر بفرستند که در نتیجه شانس پیدا کردن شغلهای بهتر برای آنها افزایش می یابد.”[ 14 ]

این شبکه گروه های نخبه مسلط بر جامعه که سرچشمه آن از خویشاوندی، خانواده و تحصیلات می باشد، در بریتانیا واژه “تشکیلات” را به خود اختصاص داده است. “تشکیلات” شامل افراد و گروه هائی می شود که مرکزیت آنها به کلیسای انگلیگان، مدارس خصوصی ذکر شده در بالا دانشگاه های آکسفورد و کمبریج، دولت، حرفه های حقوقی و دادگستری، مرکز مهم مالی لندن (سیتی) و کادرهای بریتانیا، مربوط می شود. همانطوری که در این فصل مشاهده شد “قدرت سیاسی در بریتانیا در دست یک طبقه اجتماعی بخصوص و مسلط متمرکز شده است؛ طبقه ای که سنّت، دیدگاه و ارزش طبقه اربابان را تا زمان حاضر با خود به همراه آورده است.”[ 15 ] دبلیو.ال. گاتسمن، نویسنده کتاب های “طبقه حاکم بریتانیا” و “نخبگان سیاسی بریتانیا”، می گوید که “تا زمانی که سیستم “تشکیلاتی خانوادگی بریتانیا” به فرزندانشان کمک می کنند که به طور مداوم به پست های سطح بالا برسند یا وارد سیستم سیاسی شوند و این پست ها را در انحصار داشته باشند، آنها مرکز و هسته طبقه حاکم را در دست دارند.”[ 16 ]

بعلاوه، اساس و الگوی قدرت نخبگان در اثر تحولات مختلف در اقتصاد تغییر نیافته است. تحولات اقتصادی از قبیل سهام داری نهادینه شده و افزایش سطح تمرکز اقتصادی در کنار روش عملکرد غیررسمی “تشکیلات خانوادگی” که به آن اشاره شد، تبدیل به روش رسمی جذب و نمایندگی سیاسی شده است که خواهیم دید.