آمریکا تنها بر آن باور بودند که حاکمیت مستقیم که به ضرر منافع آمریکا در خلیج فارس خواهد بود. حاکمیت مستقیم است از دید ایالات متحده آمریکا در منطقهای به مهمی خلیج فارس، چه از نگاه اهمیت استراتژیکی، و چه از نگاه منابع عظیم نفتی آن میتواند به طور بالقوه ختم نمود به درگیری با اتحاد جماهیر شوروی. دیدگاه آمریکا در مقابل ایران این بود که:

برای ایالات متحده آمریکا بسیار مهم است که ایران کاملاً مستقل بماند. این به خاطر موقعیت استراتژیکی کلیدی آن، و منابع نفتی آن میباشد. از دست دادن ایران میتواند: الف: یک تهدید بزرگی برای امنیت کل خاورمیانه باشد به اضافه پاکستان و هند. ب: صدمه به موقعیت ایالات متحده آمریکا در کشورهای همسایگی ایران در منطقه بزند و انگیزه آنها را در مقابل ایستادگی در مقابل کمونیسم خنثی سازد. پ: باعث شود در دیگر نقاط جهان تأثیر جدی روانی داشته باشد.[ 24 ]

در نتیجه سیاست ایالات متحده آمریکا در قبال ایران به این طریق خود را ارائه داد؛ “ایالات متحده آمریکا تمام کوشش خود را جهت جلوگیری از دست دادن ایران خواهد کرد.”[ 25 ] به اضافه، طبق وزارت امور خارجه آمریکا، ایالات متحده آمریکا، منافع حیاتی در کمک به کشورهای جهان آزاد دارد، که از خود در مقابل هر تهدید دفاع نمایند.[ 26 ] سیاستی که تا زمان انقلاب اسلامی 1357، ایران فعال بود. انقلاب باعث پایان نفوذ آمریکا در ایران گردد. این در زمان اوج تنش بین غرب و شرق (در سال 1968 میلادی) زیرا شوروی نزدیک به پیدا کردن موقعیت محکمی در افغانستان بود. دیدگاه متحدان آمریکا نسبت به دفاع از خلیج فارس، نزدیک به دیدگاه ایالات متحده آمریکا بود. برای مثال بنا به گفتة سفیر بریتانیا در تهران، هر دو کشور ایالات متحده آمریکا، و بریتانیا بر این باور هستند که نیروهای ایران باید قابلیت بیشتر از حفظ امنیت داخلی را داشته باشد. از زمان انقلاب اسلامی 1357 (1987 میلادی) در ایران، همانطوری که ذکر شد در این فصل، دولتهای متعدد در آمریکا، چه دموکرات، و چه جمهوری خواه، مانند یکدیگر، سعی بر آن نهادند به کسی با ایران ارتباط برقرار نمایند، صرفا بر اساس این واقعیت که، ایران از لحاظ جغرافیایی در یک موقعیت منطقه استراتژیکی حیاتی در جهان واقع شده است. از دید غرب، و در اخص از دید ایالات متحده آمریکا، همانطوری که در طول این کتاب، و این فصل به آن اشاره شده است، خلیج فارس نقش مهم استراتژیک، نه تنها حال، در قرن بیست و یکم، به خاطر نفت ایفا میکند، بلکه مهمتر یک خط دفاعی، و مهم ارتباطاتی، همانطوری که در این فصل ذکر شده است در جنگها و بحران‎های خلیج فارس و منطقه میباشد.

از دیدگاه غرب ایران میتواند یک نقش منطقی و استراتژیک حیاتی در منطقه در آغاز قرن بیست و یکم ایفا کند. از نگاه غرب ایران، به خاطر شرایط مطلوب که در این فصل ذکر شده است و نفوذ سیاسی خود در خاورمیانه قادر به حل درگیریهای غرب در آغاز و اواسط قرن بیست و یکم میباشد. در نتیجه ایجاد روابط اقتصادی و سیاسی نزدیک با ایران در دستور کار غربیها سرعت بیشتری گرفت، که در طول این فصل در اخص به بحث آن پرداختیم، و مشاهده نمودیم که مورد ایران نشان داد که دیپلماسی تنها گزینه در عصر جدید برای حل مشکلات میباشد، و نه خشونت.