از دیدگاه غرب و به خصوص ایالات متحده آمریکا خلیج فارس نقش مهم استراتژیکی، نه تنها جهت حفاظت از تولید نفت بازی میکند، بلکه یک مسیر دفاعی که مثالهای زیاد موجود است جهت ارائه آن به عنوان نقش ایفا میکند. مثالهایی از قبیل دو جنگ، جنگ 2001 در افغانستان و پیامد آن در پاکستان و حال در اقصی نقاط خاورمیانه، شناختههای تکامل یافته از القاعده (داعش یکی از آنها میباشد). دیگر مثالها، بحرانهای شرق مدیترانه-خاورمیانه، و حال جنگ چند ابعادی سوریه. در تمام مثالهای یاد شده، خلیج فارس نقش مرکزی از لحاظ دفاعی دارد. در ارزشیابی غرب، ایران قادر است که نقش استراتژیک حیاتی در این برهه قرن بیست و یکم داشته باشد. بنا به اعتقاد غرب، و دید غرب مانند گذشته، ایران قویترین کشور در منطقه خلیج فارس میباشد، با قابلیت صنعتی شدن و جمعیت آن، اضافه بر آن پتانسیل نفوذ آن کشور در خاورمیانه چشمگیر است. در نتیجه ایجاد روابط نزدیکتر اقتصادی و سیاسی با جمهوری اسلامی ایران یک سرمایه سیاسی برای رویای غرب در منطقه به شمار میرود. مسئله و مورد ایران، باعث شد که غرب به جای خشونت نسبت به ایران متوجه شود، و به اصطلاح یاد گیرد که دیپلماسی نسبت به خشونت تنها گزینه میباشد. روی در روی غرب با ایران نشان دهنده تصویر مهمی از تغییر در دیپلماسی بینالملل میباشد، در جهانی که به طور فزایندهای حتی نسبت به ده سال گذشته تکامل پیدا کرده است. به طور سنتی آمریکاییها همیشه این نظر را داشتهاند که، پرورش روابط اقتصادی و سیاسی با ایران، قدرتمندترین کشور در خلیج فارس، با آن جمعیت بزرگ، و برنامه صنعتی خود، میتواند به نفع حفظ منافع غرب گردد.

بطور فزایندهای، ایران نقش مهمی در افکار استراتژیک ایالات متحده آمریکا، برای حفظ امنیت تولید نفت خلیج فارس، و دسترسی به آن بدون تعدیل در تولید آن پیدا کند. این در مقابل تهدید از طرف شوروی، و ترویج کمونیسم در خلیج فارس بود. دیدگاهی که متحدان غربی ازجمله بریتانیا در آن شریک بودند. از زمان جنگ جهانی دوم تا حال، از نظر متحدان غربی، ایالات متحده آمریکا تنها کشوری بوده است که قابلیت تحمل فشارهای مختلف را داشته باشد، از جمله کمونیسم در آن زمان در زمان جنگ سرد، و حال در آغاز قرن بیست و یکم، چالشهای جدید را، در نتیجه در افکار دولتهای غربی واضح بوده است که ایالات متحده آمریکا باید رهبری نماید، و پیشرو باشد.

از دید ایالات متحده آمریکا، “فاصله نزدیک صنایع مهم شوروی این لزوم و اهمیت را به وجود آورده است که نگهداری منطقه خاورمیانه-شرق مدیترانه، کاملاً در اولویت برای آمریکا و غرب باشد.”[ 23 ]