خلیج فارس و خاورمیانه در بحران و بی ثباتی به سر می برد. حداقل چهار یا پنج جنگ داخلی در این زمان در منطقه می باشند، به اضافه بی ثباتی در ترکیه، عربستان، و مصر. ایران در خاورمیانه 2017، در این مقطع زمانی دارای نفوذ زیادی می باشد. ایران به عنوان یک قدرت استراتژیک کلیدی در خاورمیانه با تعامل خود با بریتانیا میتواند به ایجاد ثبات، و امنیت در منطقه کمک بکند. خود بحرین، جایی که بریتانیا پایگاه خود را بنا خواهد کرد، یک مثال یا معنا در این مورد میباشد، اگر تلاش محافظه کارها نبود که با ایران تعامل ایجاد نمایند، روابط جدید و تنشزدایی بین بریتانیا و ایران شکل نمی گرفت.[ 22 ] شایان ذکر است، در هر حال، که اشاره به این واقعیت شود، که رفتار محافظهکارها در قبال ایران پیآمد یک تصویر بزرگتری میباشد. به عبارت دیگر، منظور تعامل غرب با ایران از سال 2013 میلادی میباشد، که در این فصل به آن اشاره شده است، و در ادامه این فصل به طریق دیگر هم به آن اشاره خواهد گردید.

تعامل لندن-تهران میتواند یک موضوع امنیت دوقطبی در عصر جدید اوایل تا اواسط قرن بیست ویکم و در خلیج فارس، و خاورمیانه در کل باشد، که میتواند خلأ تدریجی آمریکاییها را از خاورمیانه، طبق مطالب در این فصل پر نماید.

از زمان انقلاب اسلامی در سال 1357 (1978 میلادی)، در ایران تمام دولتهایی که سر کار بودهاند اعم از دموکرات، و جمهوری خواه سعی به برقراری ایجاد ارتباط با ایران کردند که این صرفاً بر اساس این واقعیت که ایران از لحاظ جغرافیایی در یک موقعیت استراتژیکی حیاتی در جهان واقع شده است.

این در طول تاریخ بدون توجه به آنکه چه نظام و موزاییک سیستم سیاست بینالملل در جهان رواج داشته باشد مشهود و واقعیت داشته است. این قبیل مسائل نفتی به دلایل مختلف امپریالیستی در قرن نوزدهم، و هجدهم، و همینطور اگر به عقب برگردیم تا آن زمان باستان حقیقت داشته، و هر دوره بهدلایل خاص خود، الی حال پس از فروپاشی کمونیسم در آغاز و اواسط قرن بیست و یکم میلادی، به دلایل خاص روز که تکامل مییابند، لحظه به لحظه و در هر حال، هر گونه بسط بیشتردر این مقطع، بر روی اهمیت استراتژیکی سرزمینی که خلیج فارس و دریای مازندران، با همسایگی روسیه که ایران نامیده میشود، در هر شرایط نظام سیاست بینالمللی که تکامل مییابد، فعلاً خارج از چارچوب این فصل میباشد.