همانطوری که در طول این کتاب و همچنین در این فصل گفته شد، بریتانیا منافع کلان خود را در چهارچوب “روابط خاص” سیاست بین انگلستان و آمریکا می بیند. از سال ۲۰۱۳ زمانی که مذاکرات مستقیم بین جمهوری اسلامی ایران و غرب (ایالات متحده آمریکا) شروع شد، بهبود قابل ملاحظه ای در روابط ایران و بریتانیا مشهور شد. اگرچه در این مقطع زمانی روابط بین دو کشور قطع نشده بود، اما در حداقل بود. در هر حال پس از شروع مذاکرات که به آن اشاره شد بین ایران و غرب (آمریکا) در سال 2013 مسائل ایران و بریتانیا هم به سرعت مورد بررسی قرار گرفتند و روابط دو کشور در حد ایجاد روابط کامل دیپلماتیکی رو به گرمی رفت. چنین پیشرفتی برای خاورمیانهای که در حال تغییر میباشد بسیار مطلوب میباشد.[ 14 ]

در خاورمیانه در حال تغییر میباشد، ایران در عرصه منطقه دارای وزن و نفوذ سیاسی قابل ملاحظهای میباشد. این به عنوان یک قدرت استراتژیک و کلیدی در خاورمیانه میتواند به ایجاد ثبات و امنیت کمک کند.

خلیج فارس، یمن، عراق، سوریه،و سایر کشورها همه میتوانند از نقش استراتژیک سنتی ایران که به آن در ادامه این فصل اشاره خواهیم کرد، در یک خاورمیانه متغیر بهرهمند شوند.[ 15 ]

گرم شدن روابط ایران و بریتانیا، در مرحله اول دارای این اهمیت است که غرب، و بالاخص ایالات متحده آمریکایی بردند که همراهی و همکاری با ایران بهتر از منزوی کردن آن کشور میباشد و کلید ثبات در خاورمیانه خواهد بود. در نتیجه مذاکره و نه مخاصمه باید روش جدید با جمهوری اسلامی ایران باشد. دوماً، گرمی روابط ایران و بریتانیا باعث خواهد شد که کمکی به غرب باشد که گره کور در عصر جهانی شدن اقتصاد و تجارت آزاد، که نیاز به ثبات سیاسی دارد، باز شود. تنشزدایی تهران-لندن در این نقطه زمانی نه تنها برای خاورمیانه مطلوب است، بلکه با در نظر گرفتن آنچه که گفته شد در اینجا تنشزدایی بین ایران و غرب ایجاد شود.[ 15 ]

نخبگان سیاسی حزب محافظه کار بریتانیا، ایران، و خلیج فارس؛

آغاز یک عصر جدید؟

اما علیرغم همکاری بریتانیا با ایالات متحده آمریکا همانطوری که گفته شده است، در عرصه جهانی و در خاورمیانه و خلیج فارس جهت مهار تهدید منافع غرب و به خصوص به منافع بریتانیا از طرف پدیدههای جدید بعد ازکمونیسم در آغاز قرن بیست و یکم، چه از طرف تازهواردها به منطقه مانند چین، روسیه، فرانسه، آلمان و یا تروریسم، منافع بریتانیا در دید نخبگان سیاسی حزب محافظهکار بریتانیا در موازات منافع و سیاستهای ایالات متحده آمریکا میباشند، و نه یکی و مشترک. بریتانیا باید تدارکات خود را مستقل از آمریکا تنها جهت حفظ منافع خود ببیند در این عصر بیثباتی در خاورمیانه، نظر نخبگان سیاسی حزب محافظهکار بریتانیا میباشد، بخصوص که ایالات متحده آمریکا نگاه خود را به منطقه اقیانوس آرام و خاور دور انداخته است، به خاطر و قدرتمند شدن چین، و دیگر قدرتهای منطقهای آن حوزه، ایالات متحده حال، تمایلی به درگیرشدن در مناقشات و امور خاورمیانه ندارد، مزید بر آن اروپا در دیدگاه استراتژیک آمریکا دارای نقش کم اهمیتتری پیدا کرده است. بریتانیا اخیراً ساخت ناو هواپیما بر الیزابت را به پایان رسانده است و ناو هواپیمایی پرنس آو ولز که دومین ناو هواپیمایی کلاس الیزابت میباشد در حال تکمیل و تحویل به نیروی دریای سلطنتی است.