همانطوری که در این کتاب و در اخص در این فصل نشان داده شده است در سیاست خارجی بریتانیا در قبال ایران یک تداوم وجود دارد حال چه حزب کارگر در قدرت باشد یا حزب محافظه کار این با مثال های مستند متعدد در طول این کتاب ارائه گردیده است.

پس از به قدرت رسیدن خود در تابستان ۲۰۱۰ حزب محافظه کار دقیقاً مانند دولت های کارگری بلر و بران قبل از خود به موضوعات مرتبط به ایران ادامه داد.[ 11 ] دیوید کمرون نخست وزیر دولت محافظه کار پس از تشکیل اولین کابینه خود گفت “گرچه بریتانیا درصدد عمل اختلاف از طریق پیدا کردن راه دیپلماتیکی بوده است [موضوع هسته ای] اما در شورای امنیت سازمان ملل هم رأی به تحریم علیه ایران داده است به اضافه آنکه پیش قدم تحریم‌های دیگری از طریق اتحادیه اروپا شده است”.

نیک کلگ، پس از آنکه به معاونت نخست وزیری دولت ائتلافی محافظه کار کمرون انتخاب شد در رابطه با اسرائیل گفت “آقای براون (نخست وزیر دولت کارگری وقت که حالا در قدرت نمی باشد) در محکوم کردن ایران نسبت به سیاست‌های آن کشور علیه اسرائیل صحیح عمل کرده بود.” این یک مثالی دیگر از تداوم سیاست ها حالا تحت صدارت دولت محافظه کار است.

در رابطه با عراق و افغانستان هم “روابط خاص” بین انگلستان و آمریکا مانند زمان صدارت دولت کارگری تونی بلر و سپس گردون بران، همان طوری که در این کتاب گفته شده است، مسیر و روند خود را اکنون تحت صدارت محافظه کارها ادامه می‌دهد. لازم به گفتن است که موضوعات عراق و افغانستان خارج از بحث این کتاب هستند اما به عنوان مثال تداوم سیاست هر دو حزب کارگر محافظه‌کار مطرح می شوند. موضوع دخالت بریتانیا در امور داخلی ایران نیز همچنان در دستور کار بحث های جدی قرار دارد به گونه ای که نه تنها سفیر بریتانیا در تهران به وزارت امور خارجه فرخوانده شده و مراتب اعتراض ایران به وی ابلاغ گردیده، بلکه صحبت های زیادی در مراکز قدرت در ایران شنیده می شود که روابط دیپلماتیک با بریتانیا قطع شود.

بنابر این همان طوری که مشاهده شده است می‌توان گفت سیاست خارجی برای همه کشورهای جهان یک مسئله حفظ منافع ملی می‌باشد و نه یک موضوع شخصی یا حزبی که بتوان سریع شکل و ترکیب آن را تغییر داد. در مورد بریتانیا همواره در رابطه با سیاست خارجی بین احزاب سیاسی کشور یک هماهنگی وجود داشته است و به قدرت می توان گفت که چنین چیزی از زمان جنگ جهانی دوم اگر بخواهیم نقطه عطفی بگذاریم تا به امروز که سال ۲۰۱۷ می‌باشد تداوم دارد و در طول این کتاب به طور کامل نشان داده شده است که رفتار نهایی بریتانیا در قبال ایران از “رابطه خاص” و بدون توجه به آن که چه حزبی در قدرت خواهد بود سرچشمه می‌گیرد.

هیچ یک از ابعاد تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری پیچیده‌تر و مرموزتر از سیاست خارجی نمی‌باشد. از آنجایی که جهان به طور روز افزون و فزاینده از روابط نیازهای متقابل با ملاحظات اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی اجتماعی، قومیتی و مذهبی که در هر تصمیمی گیری خود را نشان می دهند لذا عوامل تصمیم‌گیری بسیار متعدد و پیچیده تر شده اند و اغلب به یکدیگر وابسته می باشند و ارزیابی سیاست خارجی هر کشور در مقابل سیاست خارجی کشور دیگری مانند روابط ایران و بریتانیا شامل بررسی عوامل بسیار پیچیده ای می‌شود.[ 13 ]