همانطوریکه اشاره شده است، یکی از مهم‌ترین ستون‌های سیاست خارجی بریتانیا “روابط خاص” بین انگلستان و آمریکا می باشد این بدون در نظر گرفتن آن که چه حزبی که در بریتانیا و چه در ایالات متحده آمریکا در قدرت می باشد. “روابط خاص” انگلستان و آمریکا یک موضوع سیاست والا در هر دو کشور و به خصوص در بریتانیا می باشد. “روابط خاص” بیمه انگلستان و آمریکا در سیاست خارجی بریتانیا بسیار حیاتی می باشد در آخرین مرحله بریتانیا زیر “بلیت آمریکا” می باشد به عبارت دیگر سیاست خارجی خود را به طرف ایالات متحده آمریکا تغییر می دهد.

تنش بین تهران و واشنگتن نهایتا توانست دولت کارگری بریتانیا از موضوع وضع موجود تعامل با ایران در اواسط دهه اول ۲۰۰۰ میلادی خارج سازد و به طرف “چتر روابط خاص” بین انگلستان و آمریکا که مخاصمه و درگیری با ایران باشد بکشد. از موضوع هسته‌ای گرفته تا انتخابات سال ۲۰۰۹ میلادی (1388 شمسی) در ایران همه تبدیل به یک سری موضوعات مشترک و مداخله‌جویانه سیاست خارجی بریتانیا و امریکا در مقابل و در امور داخلی ایران شدند.

حتی از سال ۲005 میلادی در زمانی که روابط بین جمهوری اسلامی ایران و بریتانیا بر اساس تعامل بود بریتانیا در چهارچوب توافق بین جامعه بین المللی و ایران در مورد مسئله هسته ای خواستار پایان برنامه هسته ای ایران بود. بریتانیا در سال ۲۰۰۶ میلادی رای به نفع قراردادن موضوع مساله هسته ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد داد. “بنا به عدم همکاری کامل ایران با آژانس بین المللی انرژی هسته ای بریتانیا خواستار پایان دادن ایران به فعالیت های اتمی اش می باشد.”[ 5 ] این صدائی بود که از لندن در چارچوب سیاست خارجی آمریکا در مقابل ایران شنیده می شد.

دولت کارگری بریتانیا در وهله‌ی اول تحت صدارت تونی بلر و سپس گوردون بران به طور آشکار موضع ایالات متحده آمریکا را گرفتند و خواستار تحریم یک جانبه در سال ۲۰۰۸ علیه برنامه هسته‌ای ایران شدند. طبق گفته بیل رامل معاون وزارت امور خارجه دولت کارگری بریتانیا در ماه فوریه ۲۰۰۹ میلادی، “ایران می تواند در چند سال آینده پیشرفت های متعددی در عرصه هسته ای خواهد کرد که باعث ناراحتی غرب خواهد شد در نتیجه بریتانیا آماده تحریم یک جانبه علیه برنامه هسته ای ایران می باشد.”[ 6 ] یک اتهام بدون سندیت و تغییر رفتار زورگویانه نسبت به امور داخلی توسط حزبی که مدعی عدالت اجتماعی در سیاست خارجی خود می باشد که در فصل سوم این کتاب به طور کامل به جزئیات آن پرداختیم.

دولتی که خود همراه با فرانسه و آلمان از طرف اتحادیه اروپا جهت پیدا کردن راه حلی برای موضوع اتمی بین ایران و غرب پیش قدم میانجیگری شد. این چیزی نیست جز حقیقت آنکه بریتانیا منافع کلی خود و سیاست والای خود را در چهارچوب سیاست “روابط خاص” بین انگلستان و آمریکا می‌بیند که در طول این کتاب نشان داده شده است. آخرین صحبتی که از لندن بیرون آمد توسط گوردون بران نخست وزیر دولت کارگر وقت، در تابستان ۲۰۱۰ میلادی در پایان صدارت خود این بود: “کشور ما همراه با آمریکا پیش قدم جلوگیری از برنامه هسته‌ای ایران خواهد بود.”[ 7 ]

از طرف دیگر تنشی که بین تهران و لندن بر سر موضوع هسته ای در حال عمیق تر شدن بود یک لطمه دیگر هم خورد و آن زمانی بود که دولت کار گری وقت یک مداخله دیگر هم در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران انجام داد و نتیجه انتخابات جمهوری اسلامی ایران را مورد انتقاد قرار داد. گوردون بران، نخست وزیر دولت کارگری ذکر کرد که: ” امروز ما همگی با هم هستیم تا اتحادیه اروپا هم شامل آن می شود و آن ایران است که باید نشان دهد که انتخابات عادلانه بوده است”[ 8 ] مشارکت دولت کارگری در جنگ افغانستان پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی و جنگ ۲۰۰۳ در عراق همه در چهارچوب “روابط خاص” بین انگلستان و آمریکا[ 9 ] محدود شده بودند که بیشتر یک رابطه بین بریتانیا و آمریکا بود تا این که به نحوی امور بریتانیا و ایران باشد.