سیاست آتلانتیسی بریتانیا كه به آن اشاره كرده ایم، همچنان مانند گذشته در جریان می باشد و حضور خود را به عنوان مثال حال كه اوایل قرن بیست و یكم می باشد، در بحران بعد از جنگ عراق سال 2003 می باشد نشان می دهد.

در مورد آنكه چطور الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در قرن بیست و یكم عمل خواهد كرد، شواهد آغاز قرن بیست و یكم درباره سیاست آتلانتیسی بریتانیا ادامه سیاست آتلانتیسی حداقل اگر نه عقب تر، پس از پایان جنگ جهانی دوم، 1945، می باشد، پس این سیاست را بریتانیا برای درازمدت جا انداخته است.

سیاست آتلانتیسی بریتانیا، همچنان مانند گذشته، حال كه آغاز قرن بیست و یكم می باشد، در قبال جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد، و این الگوی عمل كرد تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در قرن بیست و یكم می باشد.

بریتانیا هنوز در آغاز قرن بیست و یكم با ایالات متحده آمریكا حركت می كند مانند جنگ در افغانستان بعد از واقعه 11 سپتامبر سال 2001 میلادی، جنگ در عراق سال 2003 میلادی و بحران بعد از آن جنگ، بحران های خاورمیانه و جنگ داخلی سوریه.

الویت الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا و همچنین در قبال جمهوری اسلامی ایران در قرن بیست و یكم، طبق شواهد ارائه داده شده، به نظر می رسد كه هم گامی با ایالات متحده آمریكا باشد.

در قرن بیست و یكم مانند اواسط قرن بیستم، طبق شواهد ارائه داده شده در این كتاب هنوز بریتانیا حل مشكلات خود را در همكاری با آمریكا می بیند، این یك موضوع كلیدی در سیاست خارجی انگلستان طبق شواهد ارائه داده شده بود و هنوز هم ادامه دارد.

جهت تأمین و حفظ منافع بریتانیا دولتهای آن كشور در چارچوب سیاست “روابط خاص” بین بریتانیا و ایالات متحده آمریكا، در پایان قرن بیستم، و آغاز قرن بیست و یكم با ایده آتلانتیسی حركت می كنند. دولتهای بریتانیا در گفته و در عمل خود را متحد آمریكا نشان می دهند.

بریتانیا امروزه، همچنان آینده خود را در وابستگی به ایالات متحده می داند و “روابط خاص”با آن كشور، سیاستی است كه هنوز ادامه دارد و بریتانیا گام به گام با ایالات متحده و در پشت سر آن كشور حركت می كند. مانند سیاست همكاری با ایالات متحده پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، در قبال جمهوری اسلامی ایران از طریق حضور با ایالات متحده آمریكا در خلیج فارس كه ادامه روند همان همكاری قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود، كه در چارچوب سیاست “روابط خاص” در كلّ محسوب می شود. همان روند همكاری بین بریتانیا و آمریكا بر اساس سیاست “روابط خاص” هنوز در آغاز قرن بیست و یكم در قبال جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد. زیرا بریتانیا، طبق بررسی های این كتاب، نهایتاً منافع خود را بر اساس سیاست “روابط خاص” بین بریتانیا و آمریكا می نگرد و در چارچوب آن سیاست، سیاست خارجی خود را بنا نهاده است.