بریتانیا از آمریكا و مفهوم “روابط خاص” با آن كشور جهت ابعاد دفاعی برای منافع خود در حوزه خلیج فارس در قرن بیست و یكم، طبق گفته های این كتاب استفاده می كند. در نتیجه تا زمانی كه در چارچوب سیاست “روابط خاص” با آمریكا در خلیج فارس عمل می كند، بریتانیا مجبور است گام به گام پشت سر ایالات متحده آمریكا حركت كند، این به خاطر آن است كه الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا، از جنگ جهانی دوم به این سو، طبق تشریحات این فصل، الگوی سیاست “روابط خاص” با ایالات متحده آمریكا بوده است كه الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران حالت استغناء ندارد، حتی در آغاز قرن بیست و یكم سیاست “روابط خاص” با ایالات متحده كه بریتانیا به وسیله چرچیل كه در این كتاب مورد بررسی قرار گرفته شده است، امتحان خود را در آغاز قرن بیست و یكم پس داده است. مانند جنگ افغانستان بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 میلادی، و جنگ عراق 2003 میلادی، و بحران بعد از آن.

در ارتباط با موضع بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در قرن بیست و یكم، طبق شواهد گذشته، تاریخ چند سال اخیر آغاز قرن بیست و یكم نشان دهنده آن است كه موضع بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در قرن بیست و یكم، نهایتاً به علت حفظ سیاست “روابط خاص” بین بریتانیا و امریكا، موضع ایالات متحده آمریكا می باشد. بریتانیا نهایتاً به علت حفظ “روابط خاص” خود با ایالات متحده مجبور به دنبال روی موضع ایالات متحده آمریكا در قبال جمهوری اسلامی ایران می باشد.

بریتانیا در چارچوب “روابط خاص” خود با ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران در آغاز قرن بیست و یكم عمل می كند. بنابراین طبق شواهد، ارائه داده شده در این كتاب الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در كل، از سال 1945 به این سو، و جمهوری اسلامی ایران در اخص، به خاطر خود موضع ایالات متحده آمریكا می باشد.

همانطوری كه به طور مداوم در این كتاب ذكر شده است، الویت بریتانیا موضوع دفاع می باشد، حتی پس از فروپاشی اتحاد شوروی و از بین رفتن تهدید كمونیزم. به دید بریتانیا، آن كشور به علت ضعف در منابع طبیعی، و منزوی بودن از لحاظ جغرافیائی، به طور سنّتی تا امروز كه آغاز قرن بیست و یكم باشد، خود را آسیب پذیر می بیند. بعد از جنگ جهانی دوم، بریتانیا به علت ضعف اقتصادی خود قادر نبود در مسابقات تسلیحاتی، به خصوص تكنولوژی اتمی شركت كند، كه قبلاً راجع به آن در این كتاب گفته شده است. بنابراین بریتانیا نیاز به اتحاد با آمریكا را به دو دلیل اقتصاد و دفاعی پیدا كرد. نخست وزیر حزب كارگر بریتانیا، كِلمِنت اَتلی، بعد از جنگ جهانی دوم گفت اختلاف و شكاف با روسیه باعث نزدیك شدن ما به آمریكا شد.

نفوذ موفقیت آمیز در سیاست آمریكا هنوز، در آغاز قرن بیست و یكم مانند قبل از دید مقامات دولتهای بریتانیا یك موضوع كلیدی جهت حل اغلب مشكلات خارجی بریتانیا دیده می شود.

بعضی از كمكهای آمریكا از دید بریتانیا بسیار مهم به شمار می روند. هدف اصلی بریتانیا این است كه به نوعی مؤثر ایالات متحده درگیر دفاع از منافع بریتانیا بشود. ایده آتلانتیسی چرچیل همانطوری كه در ابتدا شرح داده شد، ترس بریتانیا از كمبود مالی جهت دفاع از آن كشور و منافعش در جهان می باشد كه باعث شده است كه بریتانیا دنبال اتحاد با ایالات متحده آمریكا باشد و قدم به قدم پشت سر آن كشور حركت كند. سیاستی كه بریتانیا در جنگ اول عراق دهه 90 میلادی در شبه جزیره بالكان در دهه 90 میلادی، در افغانستان بعد از 11 سپتامبر 2001، و در عراق، در سال 2003 میلادی تا کنون دنبال كرده است.