دنباله روی آن شدند. اربابان زمین دار در حفظ موقعیت اجتماعی و مزایای طبقه خود موفق شدند.”[ 5 ] بنابراین سیستم رعیتی در بریتانیا توسعه نیافت؛ اما در اغلب کشورهای اروپائی این سیستم بسیار سریع رشد کرد. رعیتهای صاحب اموال و سرمایه کوچک، طبقه خود را در فرانسه ابداع کردند و به آن تحقق دادند و آن روش هنوز هم ادامه دارد، این چنین چیزی در اغلب کشورهای اروپائی رواج دارد. این رعیتها در حاشیه جوامع صنعتی می باشند. فقط به خاطر اینکه آنها دارای سرمایه هستند و با سرمایه خود کار می کنند، نام آنها را می توان “سرمایه دار” گذاشت، اما زندگی و وضع آنچنانی ندارند. این به اصطلاح سرمایه داران به “سازمان” جوامع مدرن صنعتی اطمینان ندارند. به موازات تشکیل طبقه مخصوص خود، آنها مبادرت به تشکیل احزاب خود می کنند. این سرمایه داران فقیر و کوچک قوانین و مرکزیتی که جوامع مدرن دیکته می کنند را قبول ندارند. “آنها از کاغذبازی که ابزار جدید مرکزیت می باشد، متنفر هستند. آنها روشی مستقل دارند و راه و روش خود را نسبت به سیاست و دست و پنجه نرم کردن با آن می دانند. در بریتانیا اما جمعیت روستانشین کم می باشد، و شرایط اقتصادی هم که آنها در آن زندگی می کنند متفاوت است. همچنین ساختار اجتماعی مزارع به صورت سنّتی باقی مانده است، سیستم به اصطلاح سرمایه داری کوچک مدل فرانسه و دیگر کشورهای اروپائی نتوانست پا بگیرد. جامعه در بریتانیا مشکل آن را نداشت که جامعه کشاورزی را در آن کشور چیزی خارج از سیستم خود تلقی کند، و مجبور باشد که با آن کنار بیاید.”[ 6 ] جامعه کشاورزی در بریتانیا توسط احزاب سیاسی مهار شده است درست مثل کسانی که در “صنعت بخصوصی” و یا “صنعت” بطور کلی به اشتغال مشغول باشند. تفاوت اصلی بریتانیا با دیگر کشورهای اروپائی در وضعیت جغرافیایی آن نمی باشد، بلکه در شرایط اجتماعی و اقتصادی است. از طرف دیگر، در ایالات متحده، فرانسه، آلمان، یا حتی هلند یا سوئیس، امکان تعریف ساختار این کشورها وجود ندارد، “مگر آنکه اول به طور دقیق بر روی عمیق ترین تفاوتهای ناحیه ای که اغلب دارای همان اهمیت خصوصیات ملی می باشند، تمرکز شود. این تفاوت ها به طور سراسری در مشکلات اجتماعی و اقتصادی وجود دارند.”[ 7 ] بنابراین جامعه بریتانیا به جز دروازه های مدرن طبقه اجتماعی اصولاً یکپارچه و ادغام شده می باشد. در بریتانیا، کلاً تقسیمات طبقه ملی از جایگاه ویژه ای برخورداراست. در بریتانیا، تقسیمات طبقه ای نقش بسیار مهمی در ساختار جامعه بازی می کند.

عنصری که در بریتانیا مشخص کننده طبقه می شود شغل است. شغل امروزه به طور گسترده ای بستگی به تحصیلات دارد. لذا تحصیلات فاکتور بسیار حساس، مهم و زیربنایی در سیستم طبقه ای بریتانیا می باشد. کارگران کسانی هستند که زودتر مدرسه را ترک می کنند. آنهائی که بعد از شانزده سالگی به تحصیلات خود ادامه می دهند افرادی می شوند که در شغل های اداری مشغول به کار می شوند. در هر حال افراد اداری به سه دسته کارمندی، مدیریتی و بخش حرفه ای تقسیم می شوند. در بین آن 15% که بعد از تحصیلات ابتدائی خود در مدرسه باقی می مانند، فقط 4% یا 5% به دانشگاه راه می یابند. دانشگاههای آکسفورد و کمبریج، که سیستم بسیار مهمی برای ادغام و جمع آوری نخبگان می باشند، فقط 8/1 کل جمعیت دانشجویان را جذب می کنند. از طرف دیگر، مدارس خصوصی تمایز غلیظ تری را در سیستم طبقاتی که از اهمیت ویژه ای برخوردارند، به وجود می آورند.