علیرغم آنچه كه گفته شد، در این فصل كه الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران، و آنكه چطور در قرن بیست و یكم عمل خواهد كرد، بر اساس قدرت روزافزون آمریكا می باشد، نسنجیده خواهد بود اگر گفته شود بریتانیا در قرن بیست و یكم موفقیت خود را در قبال جمهوری اسلامی ایران تضعیف شده تلقی می كند، و صرفاً دنبال روی سیاست “روابط خاص” بین خود و آمریكا است. زیرا بریتانیا هنوز در قرن بیست و یكم در پی منافع اقتصادی در ایران می باشد. همانطور كه قبلاً در این فصل ذكر شد، جمهوری اسلامی ایران دارای منابع غنی طبیعی از جمله نفت می باشد كه این به نهانی باعث ثروتمند ساختن كشور می شود و در نتیجه این ثروت، بریتانیا به دنبال بازار می باشد كه محصولات خدماتی، تكنولوژیكی، صنعتی خود را در جمهوری اسلامی ایران مورد فروش قرار می دهد. بریتانیا سیاست “روابط خاص” با آمریكا را صرفاً در جهت امنیتی نگاه می كند، به دلیل شرایط اقتصادی خود، كه راجع به آن صحبت كردیم، سیاست “روابط خاص” با آمریكا را در جهت حفظ منافع اقتصادی خود دنبال می كند. بریتانیا سعی می كند روابط خود را با جمهوری اسلامی ایران، تا آنجائی كه قادر است، و به سیاست “روابط خاص” كه به دلایل ذكر شده در این كتاب، سیاست درازمدت و پایدار می باشد، ضرر وارد نمی آورد، جدا از سیاست “روابط خاص” با آمریكا، جهت حفظ منافع اقتصادی خود حفظ نماید. آمریكا برای بریتانیا فقط یك وسیله ای است كه از آن كشور در جهت حفاظت از منافع خود در خلیج فارس استفاده نماید، مانند روابط با دولتهای كشورهای حوزه خلیج فارس، منجمله شورای همكاری خلیج فارس.

زیرا بریتانیا از لحاظ اقتصادی از عهده ابعاد نظامی به اندازه ایالات متحده در دفاع از منافع خود در خلیج فارس بر نمی آید. بریتانیا منافع خود را جدا از ایالات متحده آمریكا می داند، و آمریكا فقط وسیله ای است كه بریتانیا از آن استفاده می كند جهت حفظ منافع اصلی خود كه منافع اقتصادی می باشد. علی رغم پیروزی جمهوری اسلامی در ایران، بریتانیا همچنان سعی به ایجاد ارتباط با رژیم جدید در ایران، جمهوری اسلامی ایران، كرد كه در طول این كتاب ملاحظه گردید، و به آن روند همچنان، در آغاز قرن بیست و یكم ادامه می دهد.

بریتانیا سعی می كند، از طریق دیپلماسی منافع اقتصادی خود را كه در این فصل به آن اشاره كردیم در جمهوری اسلامی ایران حفظ نماید.

با بررسی تحولات آغاز قرن بیست و یكم می توان مشاهده كرد كه سیاست بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در قالب دیپلماسی انجام می گیرد. با توجه به اینكه جنگهای جهانی اول و دوم نظام استعماری بریتانیا را دستخوش فروپاشی كرد، پس از این جنگها ایالات متحده آمریكا نقش جدیدی در جهان برای خود قائل گردید و خلیج فارس در كل در سیاستهای آمریكا موقعیتی ویژه كسب نمود. با توجه به این امر كه تحولات پس از جنگ سرد دنیا را در مسیر دیگری قرار داد، بریتانیا سعی دارد در قالب دیپلماسی منافع از دست رفته خود را در خلیج فارس در كل دوباره به دست آورد. انگلستان درك می كند كه تنها وسیله برای حفظ هویت و حاكم بودن بر سرنوشت خود، حضور در صحنه است.