بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال 1979، پایه استراتژی منطقه ای آمریكا و بریتانیا كه به آن اشاره كرده ایم از پیش رفت. كمربند امنیتی بازدارندگی سیاست آمریكا و بریتانیا در حاشیه جنوب اتحاد شوروی متلاشی گردید. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، ایران را به صورت پایگاه محكم ضدآمریكا و سیاست مشترك “روابط خاص” بین بریتانیا و آمریكا در خلیج فارس درآورد.

به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، آمریكا و بریتانیا در خصوص حفظ منافعشان در خلیج فارس، به طور جدی احساس خطر كردند و به تهیه تمهیدات و ترتیبات امنیتی جدیدی اقدام كردند، مانند:

  1. حضور مستقیم نیروهای نظامی آمریكا و بریتانیا به منظور اجرای استراتژی بازدارندگی انقلاب اسلامی ایران و جلوگیری از بسط شوروی به سمت جنوب.
  2. تكیه بر تواناییها و قابلیتهای محلی موجود در منطقه خلیج فارس و سازماندهی آنها مانند شورای همكاری خلیج فارس.[ 44 ]

لازم به توضیح است، تشكیل شورای همكاری خلیج فارس سیاستی بود، كه سیاست “روابط خاص” بین بریتانیا و آمریكا، كه مفصلاً به آن اشاره كرده ایم، بر اساس زمینه های موجود در خلیج فارس و تشدید احساس نگرانی حكام منطقه خلیج فارس از ناحیه انقلاب اسلامی و تجاوز شوروی مطرح كرده و پرروش داده بود.

شورای همكاری خلیج فارس از ماهیت دفاعی و امنیتی برخوردار است و فلسفه وجودی آن احساس نیاز امنیتی آمریكا و بریتانیا یا سیاست “روابط خاص” بین بریتانیا و شیوخ منطقه برای حفظ اهداف و موجودیت خودشان در مقابل تهدیداتی است كه از سوی انقلاب اسلامی در ایران بوده است.

دولتهای عضو شورای همكاری خلیج فارس جهت تقویت نظامی، به خرید تسلیحات پیشرفته اقدام می نمایند، در ایجاد هماهنگی برای تقویت دفاعی كشورهای عضو، می توان از موارد زیر نام برد:

  1. ایجاد پوشش دفاع هوایی مشترك؛
  2. یكسان نمودن خدمت نظام وظیفه و حتی پیش بینی اجباری نمودن آن؛
  3. یكسان نمودن منبع خرید سلاح؛
  4. تأسیس سازمان صنایع نظامی مشترك و ایجاد كارخانجات تسلیحاتی؛
  5. افزایش تعداد افراد نیروهای مسلح
  6. ایجاد فرماندهی مشترك نظامی،
  7. ایجاد دانشكده مشترك نظامی؛
  8. ایجاد سیاست واحدی جهت خرید اسلحه.[ 45 ]

دولتهای عضو شورای همكاری خلیج فارس عبارتند از، كویت، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، قطر و عمان.