از آنجایی كه ایالات متحده تنها كشوری بود كه می توانست در مقابل كمونیسم مقاومت نماید، دولت بریتانیا طبق بررسی هائی كه در این كتاب انجام داده ایم، رهبری ایالات متحده را پذیرفت.

ارزشیابی دولت ایالات متحده از تهدید شوروی ها نسبت به ایران، با ارزشیابی بریتانیا آنچنان تفاوتی نداشت، حتی آمریكا نسبت به تهدید از ناحیه اتحاد شوروی، و نفوذ كمونیسم در منطقه به طور افزاینده ای نگرانی نشان می داد. از دید آمریكائیها، “به سبب نزدیكی صنایع اصلی شوروی به منطقه، می بایست بر ناحیه مدیترانه شرقی و خاورمیانه شدیداً كنترل داشت.”[ 36 ]

از این دیدگاه ایران در سیاست و افكار استراتژیك ایالات متحده آمریكا، از اهمیت زیادی برخوردار شد به جهت تولید نفت و خطوط انتقال آن و نیز به عنوان راهی ارتباطی برای دفاع، پیدا كرد. مهار كردن اتحاد جماهیر شوروی و جلوگیری از دسترسی آن كشور به منافع غنی نفت ایران، و تولید و عبور نفت بدون مداخله كمونیزم به هدف مشترك در دو كشور آمریكا و بریتانیا تبدیل شد.

آمریكائیها بر این باور بودند كه برقراری ارتباط نزدیك اقتصادی و سیاسی با ایران كه درصدد صنعتی شدن بود، و از دیدگاه آنها قدرتمندترین دولت در خلیج فارس به شمار می آمد، در جهت منافع غرب است. سیاستمداران آمریكایی می پنداشتند كه حاكمیت مستقیم بر ایران برای منافع ایالات متحده آمریكا در ایران خطرناك می باشد، چرا كه حاكمیت مستقیم بر كشوری به مهمی ایران با آن مخازن عظیم نفتی به طور اجتناب ناپذیری منجر به درگیری با اتحاد جماهیر شوروی می گردد. دیدگاه ایالات متحده آمریكا نسبت به ایران چنین بود: “اینكه ایران یك كشور مستقل بماند؛ برای ایالات متحده از اهمیت زیادی برخوردار است. به خاطر موقعیت استراتژیك كلیدی، و منابع نفت ایران، از دست دادن آن كشور، الف: تهدید بسیار بزرگی نسبت به امنیت خاورمیانه، و همچنین پاكستان و هند است، ب: باعث آسیب دیدن حیثیت ایالات متحده در كشورهای منطقه خاورمیانه می شود، و اعتماد به نفس این كشورها را نسبت به مقابله با فشارهای كمونیسم كم می كند، ج: در نقاط دیگر جهان آزاد اثرات بدی خواهد آورد.”[ 37 ]

طبق گفته سر راجر استیونز، سفیر بریتانیا در تهران، “دولت ایالات متحده بر این باور است كه به نفع ایران و تمام جهان آزاد خواهد بود كه این كشور دارای چندین قوای نظامی باشد كه نه تنها از عهده حفظ امنیت داخلی ایران برآید، بلكه بتواند در شرایط حمله از خارج به طور مؤثر از خود دفاع كند.”[ 38 ]

دیدگاه دولت بریتانیا راجع به دفاع از ایران ، همانطور كه در كتاب مشاهده شد، به دیدگاه آمریكا نزدیك بود. طبق گفته سفیر بریتانیا در تهران، “هم ایالات متحده و بریتانیا بر این باور هستند كه قوای نظامی ایران باید دارای قدرتی باشند كه فقط مخصوص حفظ امنیت داخلی نباشد، بلكه از عهده دفاع در مقابل تهاجم خارجی هم برآیند.”[ 39 ]

سفیر بریتانیا در تهران، سِر راجر استیونز، در سال 1956 طی گزارشی به وزیر امور خارجه انگلستان، سلوین- لودی در ارتباط با موضوعات اقتصادی و دفاعی بریتانیا و سیاست همكاری با ایالات متحده و نیز موقعیت نظامی بریتانیا در خلیج فارس گفت: “با از دست دادن امپراطوری هند، دلیل سنتی حضور ما در خلیج فارس به پایان رسیده است و موقعیت ما در خلیج فارس، مانند ایستگاهی در جاده ای است كه به هیچ كجا ختم نمی شود.”[ 40 ] وی در ادامه گفت: “بهتر است راه حلی برای خروج از این بن بست پیدا كنیم.”[ 41 ]