اوضاع و شرایط تا جنگ جهانی دوم و بعد از آن، باعث آن شد كه حضور بریتانیا در مستعمرات به حداقل برسد. این كنایه آمیز بود، زیرا سرمایه گذاری ها وتجار بریتانیایی از قرن نوزدهم این موضوع را ترجیح می دادند كه حالا تازه به وقوع پیوست. این كاهش زیاد در حضور دولت بریتانیا توسط تكامل بازار مشترك المنافع مدرن به وقوع پیوست. گر چه اغلب تجار حضور حداقل مقامات بریتانیا را ترجیح می دادند كه از دست دستگاه كنترل امپراطوری راحت باشند، اما فشارها و بحرانهای ناگهانی بعد از جنگ جهانی دوم در واقع باعث شد كه بریتانیا وارد روند ایجاد بازار مشترك المنافع گردد. این حضور حداقل دولت بریتانیا در حوزه نفوذش، برای حفظ منافع تجاری بریتانیا از افتادن به دست قدرتهای دیگر مانند اتحاد شوروی و رقبای غربی دیگر بعد از جنگ جهانی دوم بود. با بودن امپراطوری و نبودن امپراطوری بریتانیا تجارت آزاد در هر حال می توانست وجود داشته باشد؛ اما موضوع آن بود كه چطور، به طور مؤثر یك بازار تحقق یافته برای بریتانیا حفظ گردد و از همه مهمتر، چطور ناحیه استرلینگ حفظ شود بعد از جنگ جهانی دوم كه یك انگیزه مهم برای حفظ حضور حداقل بریتانیا بود كه در تكامل بازار مشترك المنافع مدرن و چارچوب آن و چنین راه حلی پیدا و ایجاد شد.

قاطعیت در حفظ نقش بریتانیا بین تمام نخبگان سیاسی بریتانیا مثبتاً چرچیلی بود. با در نظر گرفتن شرایط تغییر یافته، نخبگان سیاسی بریتانیا با مهارت خود و سازش و كنار آمدن، توانستند بر مشكلات چیره شوند، مشكلاتی كه در مقابل آنها قرار داشتند در رابطه با آینده امپراطوری بعد از 1945. به عبارت دیگر، نخبگان سیاسی بریتانیا از یك شرایط بد توانستند بهترین شرایطی را كه می توانستند به وجود آورند، كه قسمت اصلی آن نگه داشتن روابط سابق امپراطوری با یكدیگر بود. ممكن است گفته شود كه در وجدان ملّی نخبگان لااقل، درسی آموخته شد از بین رفتن اولین امپراطوری بریتانیا كه از دست دادن مستعمرات در آمریكا بود. بعد از 1945 بریتانیا به مستعمراتش استقلال داد با حداقل درجه خشونت و بر مشكلات چیره و مستولی شد، مانند مقابله و برخورد مسلمانها و هندوها در هند. این در نتیجه مهارت نخبگان سیاسی حزب كارگر بریتانیا در سالهای بین 51-1945 میلادی بود. دولت محافظه كار كارش در ارتباط با استقلال دادن بیشتر با آفریقا بود بین سالهای 63-1951.

كنیا و اوگاندا سخت ترین موارد بودند. فرانسوی ها از طرف دیگر راه دیگر عمل را انتخاب كردند جهت حفظ منافع خود. آنها آشكارا و به طور مستقیم وارد عملیات نظامی شدند، راهی كه بریتانیا انتخاب كرد نسبت به جدا خواهان در آمریكا كه باعث پیدایش ایالات متحده آمریكا شد بدون هیچ ارتباطی با كشور مادر. فرانسوی ها خود را درگیر جنگهای طولانی در آفریقای شمالی (الجزیره) و در آسیا (هندوچین فرانسه)، كردند اما همه این كارها باعث تنفر و احساسات تلخ نسبت به كشور مادر شد. این موضوع را باید به خاطر داشت هر دولتی كه فقط به قدرت نظامی تكیه می كند جهت كنترل امور با مشكلات زیادی روبرو می باشد. در درازمدت بسیار مهم می باشد برای تمام افرادی كه در پست های دارای قدرت هستند كه موقعیت آنها مورد احترام قرار گیرد به عنوان مشروعیت، یا به عبارت دیگر موقعیت آنها از مشروعیت برخوردار باشد، از دیدگاه كسانی كه تحت نفوذ و قدرت افراد دارای پست های بالا می باشند.