فصل اول

نخبگان سیاسی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در آغاز قرن
بیست و یکم چه کسانی هستند؟

نخبگان سیاسی بریتانیا در آغاز قرن بیست و یکم:

چارچوب اجتماعی آنها:

به علت آنکه ساختار اجتماعی تأثیر مستقیم بر زندگی سیاسی دارد، به نظر می رسد که بحث را با ارائه خلاصه ای از ساختار اجتماعی بریتانیا در ابتدای قرن بیست و یکم شروع کنیم. در آغاز، طبیعت، دولت و ملت بریتانیا را تعریف می نماییم. در حوزه سیاسی، در بریتانیا قانون اساسی مدون و نوشته شده ای موجود نمی باشد، و همین گونه هم باقی خواهد ماند. شاید قانون اساسی بریتانیا به این دلیل قابل نوشتن نیست چون دارای عناصر زیادی می باشد که نتیجه و بازمانده رسم و رسوم تحقق یافته قدیمی است تا تشخیص های حقوقی و اجرائی که در هر مقطع قابل تصحیح باشد. حاکمیت مطلق در بریتانیا، طبق نظر اغلب ناظران سیاسی، با “پادشاه در مجلس” می باشد، که شاخص و نشان دهنده ترکیب عجیب سلطنت موروثی و مجلس نمایندگی می باشد که این ترکیب به تشکیل نهادهای فعلی منجر شده است. نقطه دقیق تمرکز حاکمیت مطلق در بریتانیا بسیار به سختی قابل تشخیص است: قدرت اجرائی در دست پادشاه نیست، بلکه در دست نخست وزیر می باشد، یا دقیق تر بگویم، در دست کابینه نخست وزیری است.

بریتانیا ” شاید یک پارچه ترین کشور بین کشورهای صنعتی باشد. یکپارچه می باشد زیرا کوچک است، اما این تنها دلیل نمی باشد، کشورهای کوچکتری، مانند بلژیک و سوئیس، تنوع بیشتری نسبت به بریتانیا دارند. به علاوه، ریشه های تنوع در بریتانیا هم مشاهده می شوند، که همان تقسیم بندی کشور می باشد. بریتانیا به چهار استان تقسیم شده است: استان انگلیس، استان ولز، استان اسکاتلند، و استان ایرلند شمالی. چیزی که باعث می شود بریتانیا یکپارچه به نظر برسد این است که جمعیت در چهار استان به طور مساوی پخش نشده، بلکه در یک منطقه کوچک متمرکز شده است. در اوایل قرن نوزدهم، جمعیت بریتانیا از سه استان دیگر اگر روی هم بگذاریم، بیشتر نشد، و در قرن بیستم، ایرلند جنوبی (جمهوری ایرلند فعلی) از حاکمیت لندن جدا شد. در نتیجه، حدود 80% تمام جمعیت بریتانیا در استان انگلیس ساکن می باشند.”[ 1 ] حتی اگر در خود استان بریتانیا جمعیت به طور مساوی پخش شده بود تنوع مشاهده می شد. اما تمرکز جمعیت فقط در مساحتی به اندازه 25000 مایل مربع، تقریباً نصف استان انگلستان، می باشد و این یعنی 80% جمعیت تمام