دولت بریتانیا احساس كرد كه بمب هیدروژن كه اتحاد شوروی دارای آن بود همه چیز را عوض كرد. در سال 1957 میلادی بریتانیا با موقعیت بمب هیدروژن خود را آزمایش نمود. طبق نوشته یك یادداشت كابینه بریتانیا:

بریتانیا سعی كرد كه خود را با آنها (روسیه و آمریكا) رقابت تسلیحاتی مساوی نگه دارد، اما حالا در عصر بمب هیدروژن، اگر سعی كنیم به رقابت خودمان با آنها ادامه دهیم خودمان را ورشكست خواهیم كرد.[ 8 ]

با در نظر گرفتن موقعیت ضعیف اقتصادی بریتانیا، دولت بریتانیا خواستار آن شد كه آمریكا نقش رهبری برای دفاع از خلیج فارس داشته باشد زیرا آمریكا از پیوستن به پیمان بغداد هم خودداری كرده بود. همانطوری كه قبلاً گفته شد، مهار اتحاد شوروی و بازداشتن آن از رسیدن به منابع غنی نفت خلیج فارس، نگرانی هر بریتانیا و آمریكا به شمار می رفت. از دیدگاه دولت بریتانیا، ایالات متحده باید درك كند كه موقعیت بریتانیا در خلیج فارس برای دفاع از منافع غرب بود، كه شامل منافع نفتی ایالات متحده می شد. طبق گفته وزیر امور خارجه بریتانیا، سلوین- لوید:

ما باید درصدد بدست آوردن تفاهم آمریكا در راستای موفقیت خودمان به عنوان بهترین تضمین منافع غرب در خلیج فارس باشیم جایی كه شامل شركتهای نفتی ایالات متحده هم می شود.[ 9 ]

گر چه ایالات متحده به پیمان بغداد نپیوست، اما در ژانویه 1957 دكترین آیزنهاور را ارائه داد. دكترین آیزنهاور، در خصوص فرستادن نیروهای نظامی آمریكا به هر قسمت از خاورمیانه جهت مقابله با تجاوز نظامی از طرف هر كشوری كه حمایت از كمونیزم بین الملل می شد بود.[ 10 ] آیزنهاور پیشنهاد خود را به كنگره ارائه داد و این پیشنهاد تأیید شد. قرار شد حدود چهارصد و پانصد میلیون دلار در مدت دو سال انواع كمكهای اقتصادی و نظامی تقسیم شود.

نفوذ موفقیت آمیز بر آمریكا به كلید حلّ حفاظت از منافع بریتانیا در خلیج فارس تبدیل شد، به گفته وزیر امور خارجه بریتانیا:

پی گیری حمایت از طرف ایالات متحده در جهت حفظ موقعیت ما مهمترین كار می باشد.[ 11 ]

به خاطر

گسترش ملی گرائی در بین اعراب كه پی بردند، بخصوص بعد از درس جنگ سوئز، كه دیگر تنها و بی دست و پا در مقابل قدرتهای خارجی نیستند و آنكه ركود بریتانیا دیگر آن نخواهد بود كه قدرت دیگری جای گزین گردد بلكه هیچ كس دیگر وارد صحنه به جای بریتانیا نخواهد شد.[ 12 ]