سال 1979 میلادی الی اواسط دهه 90 میلادی (1997)، به رهبری مارگاریت تاچر و سپس جان میجر در قدرت بود، و ما در فصل چهارم در این مدت طولانی الگوی تصمیم گیری، در سیاست خارجی این حزب را در قبال جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار خواهیم داد. در فصل چهارم ملاحظه خواهد شد که در زمان صدارت حزب محافظه کار بریتانیا روابط دو کشور از پستی و بلندی های بسیاری برخوردار بوده است یا نه – اگر بوده است چطور این اوج و حضیض ها صورت گرفته اند، و اگر فراز و فرودی در کار نبوده است، علت آن چه بوده است. اینها نکاتی هستند که در فصل چهارم مورد بررسی قرار خواهیم داد.

سیاست حزب محافظه کار بریتانیا همواره در جهت حفظ منافع آن کشور بخصوص منافع اقتصادی می باشد که این منافع همیشه در قبال جمهوری اسلامی ایران، حتی در شرایط پرتلاطم انقلاب و بعد از آن اولویت سیاست خارجی بوده است. به این موارد در فصل چهارم می پردازیم.

حزب محافظه کار بریتانیا بطور سنتی حزب حافظ منافع بریتانیا می باشد لذا بررسی آن به عنوان به اصطلاح تنه اصلی درخت سیاست خارجی بریتانیا و حافظ منافع آن کشور نیاز به مطالعه دقیق و گسترده در قبال جمهوری اسلامی ایران دارد، که این موضوع در فصل چهارم صورت خواهد گرفت. پس از مطالعات و بررسی ها در فصل چهارم در ارتباط با الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی دولت محافظه کار بریتانیا، وارد بررسی الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در آغاز قرن بیست و یکم میلادی می شویم.

فصل پنجم این کتاب فصل پرحجم دیگری خواهد بود. زیرا سعی ما در این فصل این خواهد بود که تمام تجربیات گذشته و حال را به کار گرفته، آینده را پیش بینی نماییم. به عبارت دیگر سعی ما در فصل پنجم این خواهد بود که چطور الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در قرن بیست و یکم عمل خواهد کرد؟

البته در مسائل مربوط به مسائل انسانی و علوم انسانی و علوم اجتماعی که روابط بین الملل، و در اخص سیاست بین الملل یکی از این مسائل می باشد، هیچگاه نمی توان آینده را پیش بینی کرد. ولی شواهد گذشته حداقل، می توانند تا حدّی چراغی برای آینده باشند، که در فصل پنجم سعی می شود این چراغ بر روی الگوی تصمیم گیری در سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در قرن بیست و یکم افکنده شود.

در فصل ششم نخبگان سیاسی دو حزب حاکم بریتانیا و سیاست خارجی مدرن قرن بیست و یکم آن کشور در خاورمیانه متغیر مورد بررسی قرار می گیرد. تمرکز این فصل برروی ایران بعنوان یک سرمایه استراتژیک حیاتی در عصر جدید با توجه به موقعیت ایران در خلیج فارس در نیمه اول قرن بیست و یکم میلادی خواهد بود.